بهره برداری سیاسی از هنرمندان
ایرج نظافتی
در خبرها آمده بود که مراسم بزرگداشت زنده یاد پرویز مشکاتیان روز دوشنبه – 18 آبان – در تالار شهیدچمران دانشگاه تهران و با حضور جمعی از اساتید و علاقمندان به موسیقی ایرانی برگزارشد.

اما در کنار این خبر،مطلبی که تیتر یک برخی از رسانه های مدعی اصلاح طلبی قرار گرفت حضور زهرا رهنورد و سخنرانی کوتاه او در این جمع هنری بود.
همسر نامزد ناکام مانده انتخابات ریاست جمهوری دهم در سخنانی تلویحا علت در گذشت پرویز مشکاتیان را به گردن حوادث پس از انتخابات انداخت و کوشید از این رهگذر برای جریان منحط فکری خود دستاویزی بیابد،غافل از اینکه اگر ادعای ایشان درباره فوت مرحوم مشکاتیان درست باشد بیش از هر فرد دیگری باید همسر نازنینشان به جامعه هنری پاسخگو باشند.
بخشی از اظهارات خانم رهنورد را بخوانید:« مرگ های زودرس هنرمندان بی ارتباط با وضعیت کنونی جامعه نیست،روح لطیف هنرمندان این همه معضلات اجتماعی را بر نمی تابد.»
نکته قابل تامل در این مراسم این است که چرا چنین فردی از هر ماجرایی به دنبال بهره برداری است و چرا برگزارکنندگان این مراسم به ایشان تریبون داده اند و چرا باید اصولا از مراسم بزرگداشت یک هنرمند ملی بهره برداری سیاسی آن هم به نفع یک گروه اقلیت شود.
از همه مهمتر خانم رهنورد براساس کدام توجیه عقلی و منطقی گناه درگذشت هنرمند محبوب و ملی ایرانیان را به گردن وقایع پس از انتخابات می اندازد و . . .
اما واقعیت غیر از این نیست که استاد زنده یاد پرویز مشکاتیان یک هنرمند برجسته ای بود که سال ها هنر خود را صادقانه و خالصانه در خدمت مردم قرار داد و در ابتدای انقلاب به جرگه انقلابیون پیوست و آثاری نیز در این باب ساخته و منتشر نمود.
مشکاتیان در طول دوران پرافتخار هنری اش هیچگاه وارد جنجال های سیاسی نشد و در زیر پرچم هیچ حزب و گروهی سینه نزد و همانند برخی از افراد که خود را هنرمند ملی معرفی می کنند به وطن فروشی نپرادخت و علیه ارزش های قابل احترام مردمش از تریبون شبکه های ماهواره ای دشمنان ایران و ایرانی مدیحه سرایی نکرد و معیارهای شناخته شده جامعه اش را به بهای یک مصاحبه با فلان شبکه ضدایرانی نفروخت.
حال مراسم بزرگداشت چنین هنرمندی که یک چهره ملی و میهنی محسوب می شود نباید بازیچه دست افراد فرصت طلبی قرار بگیرد که در ماه های اخیر قانونگریزی آنان برای ملت ایران به عینه مشهود بوده است.
در این میان کمترین انتظار مردم هنردوست از فرزندان استاد مشکاتیان این است که اجازه ندهند مراسم یادبود پدرشان دستاویزی گردد تا افرادی که منفور ملت هستند از آن به نفع خود سوء استفاده کنند.
خطاب به آوا و آیین عزیز،فرزندان استاد مشکاتیان عرض می کنیم که چه افرادی از هنرمندان برجسته و هنردوستان کشورمان به دلیل حضور"زهرا رهنورد" در مراسم روز دوشنبه حضور نیافتند،این در حالی است که استاد مشکاتیان نه چهره ای سیاسی بود و نه با جریان های و احزاب سیاسی ارتباطی داشت.
با این اوضاع و احوال باید فرزندان این استاد گرانقدر مراقب سوء استفاده جریان های مرموز سیاسی از نام و شهرت پدرشان باشند و فراموش نکنیم که استاد مشکاتیان یک چهره ملی ایرانی بود و هنرش در خدمت اعتلاء فرهنگ و موسیقی ایران زمین قرار داشت و بدون شک مردم این آب و خاک هیچگاه اجازه نخواهند داد که جریان های منحط فکری که تشت رسوایی شان مدت هاست از بام افتاده امروزه در پوشش یک چهره به اصطلاح هنردوست با هنرمندان راستین ایران اسلامی ابراز همدردی کنند و خود را کاسه داغ تر از آش معرفی نمایند.
اگر تاریخ دهه اول انقلاب را مرور کنیم و قدری هم منصف باشیم خواهیم دید که دوران نخست وزیری همسر همین خانم به ظاهر هنردوست محدودیت های فراوانی علیه هنر موسیقی اعمال شد و بسیاری از اساتید موسیقی به دلیل سیاست های غلط نخست وزیر دوران جنگ تحمیلی منزوی شده و خانه نشین شدند و بسیاری دیگر به دلیل بی مهری های فراوان رحل اقامت در دیار غرب گزیدند،حال خانم رهنورد لطفا پاسخ دهند که آیا مرگ زودرس برای هنرمندان به دلیل بی توجهی مسئولان در آن زمان با عقل و منطق همخوانی دارد و مصداق عینی پیدا می کند یا در زمان حاضر؟قضاوت این موضوع را مردم و هنردوستان وامی گذاریم.

محاكمه فتنه انگيزان در افكار عمومي
گزارش روز کیهان در واکاوی این سئوال که آیا دستگاه قضايي سران فتنه و آشوب را محاكمه مي كند؟
پنجشنبه ۳۰ مهر ماه
ايرج نظافتي
با وزيدن بادهاي ملايم پاييزي در هفته هاي اخير مي توان نسيم خوش عدالت و قانونمداري در برخورد با سران اصلي فتنه و آشوب و سيل خروشان قيام مردم عليه قانون گريزان را به خوبي احساس كرد، چراكه محاكمه و محكوميت مدعيان تقلب و اغتشاش و آشوب در نزد افكار عمومي و اكثريت ملت ايران به اثبات رسيده و رفته رفته اعمال موادقانوني براي فتنه انگيزان به يك مطالبه ملي، ديني و انقلابي مبدل گرديده است.
اگر تا ديروز بخش اندكي از مردم آن هم در مناطقي مثل شمال شهر تهران خود را حامي نامزد ناكام مانده اصلاح طلب مي ناميدند و پشت سر او راه مي افتادند تا به خونخواهي آراي به صندوق ريخته شده به خيابان ها بيايند و به فرمان سردسته خود غائله بيافرينند اينك اما همان هواداران ديروز به مخالفان و منتقدان جدي امروزي مبدل شده اند.
اگر تا ديروز در كلاس هاي درس دانشگاه ها، صف اتوبوس، تاكسي و در انواع اجتماعات عمومي مردمي صداهايي در دفاع از نامزد ناكام مانده انتخابات رياست جمهوري به گوش مي رسيد، اينك اما به دليل رو شدن دست فتنه انگيزان، همان صداها يا ترجيح مي دهند سكوت كنند و يا آشكارا عليه فرد قانون گريزي كه با احساسات پاك مردم و جوانان اين مرز و بوم بازي كرده و با دشمنان تابلودار نظام و انقلاب همسو شده لب به اعتراض مي گشايند كه همه شواهد و قرائن حكايت از آن دارد كه از يك طرف مردم آگاه و هوشيار ايران اسلامي به خوبي سره را از ناسره تشخيص مي دهند و از طرف ديگر به قانون گريزان اجازه نخواهند داد تا با ترفندهاي منافقانه و براندازانه ارزش ها و دست آوردهاي گرانبهاي سي ساله نظام مقدس جمهوري اسلامي را زير سؤال ببرند.
بررسی پروژه جدید کودتاگران نرم در دانشگاه ها
وضعیت قرمز برای جنبش سبز
دو شماره گزارش روز کیهان درباره پروژه جدید کودتاگران نرم در دانشگاه های کشور
شنبه ۴ مهر ماه ، یکشنبه ۵ مهرماه

ايرج نظافتي
سال تحصيلي جديد درحالي آغاز شده كه از هفته ها قبل جريان هاي قانون گريز داخلي و بسياري از شبكه هاي خبري ضدانقلاب خارجي وابسته به استكبار پروژه تعطيلي دانشگاه هاي كل كشور را در دستور كار خود قرار داده اند، به گونه اي كه در بسياري از سايت ها و وبلاگ ها بر تعطيلي تمامي دانشگاه هاي كشور و يا حداقل دانشگاه تهران تأكيد شده و از دانشجويان خواسته اند براي پيوستن به «موج سبز آزادي» از رفتن به كلاس هاي درس امتناع كرده و انقلاب فرهنگي دومي را كليد بزنند.
از طرفي هم حمايت بي دريغانه شبكه هاي ماهواره اي بي بي سي فارسي، صداي آمريكا، راديو صهيونيسم و چند رسانه ديگر از اين پروژه، ترديدي باقي نگذاشت كه دشمنان انقلاب اسلامي برنامه بسيار دقيق و حساب شده اي را براي سوءاستفاده از فضاي پاك دانشگاه و احساسات دانشجويان طراحي كرده و درحال هدايت آن هستند.
اما واقعيت غير از اين نيست كه دشمنان خارجي و فريب خوردگان داخلي هنگامي كه از همراهي مردم با جريان منحط فكري خود نااميد شدند و فهميدند كه اين مردم انقلابي و مسلمان ديگر فريب بيانيه هاي رنگين و سراسر دروغ و تهمت برخي چهره هاي شكست خورده را نمي خورند، چشم طمع به مكان مقدسي به نام دانشگاه دوختند و از اين رهگذر درصدد فريب دانشجويان برآمدند، غافل از آنكه دانشجويان به عنوان اقشار روشنفكر و نخبه جامعه، امروز بيدارتر و هوشيارتر از ديروز اند و در نقش يك افسر جوان در ميدان نبرد نرم دشمن درحال جنگ و ستيزاند و هيچگاه تن به ذلت بيگانگان نخواهند داد و بيانيه هاي سراسر كذب افراد قانون گريز نيز در عزم و اراده آنان براي رسيدن به قله هاي رفيع علم و دانش نمي تواند خللي ايجاد كند.
با اين حال گزارش امروز و فرداي كيهان را به بررسي وضعيت دانشگاه ها در آغاز سال تحصيلي جديد و تحليل پشت پرده اهداف دشمنان در به تعطيلي كشاندن مراكز آموزش عالي اختصاص داده ايم.
هبوط شجريان در کوير صداي آمريکا

به قلم : جواد کرمي - دانشجوي کارشناسي رياضي دانشگاه تهران
بيشتر انسانها فرازي دارند و فرودي ابدي، برخي هم فرودي دارند و سپس فرازي ابدي؛ دسته اول بيچارگاناند و دسته دوم رستگاران.
کسي نيست که اندک آشنايي با موسيقي داشته باشد و شجريان را نشناسد، شايد هم بتوان گفت کسي نيست که ايراني باشد وشجريان را نشناسد اما …
خسروي آواز ايران، تاج تاراک موسيقي ايران، زرگر اشعار حافظ، مسلطترين آوازخوان تاريخ موسيقي ايران و … عناويني است که شجريان در اين سالها به دوش ميکشيد.
اما شجريان چه بود و چه شد؟
شجريان همان کسي است که به گفته خود در همان اوان نوجواني و هنگامي که در تظاهراتهاي خياباني عليه رژيم پهلوي نقش قاري قرآن معترضان به رژيم پهلوي را بر عهده داشت، و در همين دوره و در ميان مردم مشهد محبوبيت فراواني به دست آورد.
شجريان در حدود سالهاي 56 و 57 نيز به گفته خود به دليل ابتذال در راديو و تلويزيون، صدا و سيماي آن روز را رها کرد و از اجراي برنامه استعفا داد.
اما پس از انقلاب اسلامي در سال 57 که همه اقشار جامعه در آن حضوري فعال داشتند، بسياري از خوانندگان پيش از انقلاب، بعد از انقلاب يا پس از آن نتوانستند يا نخواستند با مردم همراه شوند و در ميان چهرههاي نامدار، تنها دو تن خواستند که به اين موج بپيوندند. شجريان و ناظري با تأثير گرفتن از حرکات انقلابي محمدرضا لطفي نوازنده تار و آهنگساز برجسته و همچنين هوشنگ ابتهاج (سايه) وارد اين عرصه شده و آثار انقلابي بسياري را در اين دوره خلق کردند که "سپيده" معروف نيز محصول همين دوران است: "ايران اي سراي اميد؛ بر بامت سپيده دميد..."
رزم مشترک، جانباز، ميهن، برادر غرق خونه و ... نيز توسط شجريان با همکاري گروههاي شيدا و عارف در اين دوران ساخته شدند. و به اينها اضافه کنيد کنسرتهاي استاد شجريان با استاد فرامرز پايور که اکثرا مضموني انقلابي داشتند که از جمله آنها تصنيف زيباي "از خوان جوانان وطن لاله دميده" بود.
اما شجريان رفته رفته و آرام آرام تغيير جهت ميداد و به سويي ديگر حرکت ميکرد، کاست "بيداد" شجريان با همراهي پرويز مشکاتيان در اوايل دهه 60، تغيير جهت نسبتا محسوسي را در شجريان خبر مي داد.
آهنگ سنگين مشکاتيان بر روي شعر حافظ (ياري اندر کس نميبينيم، ياران را چه شد) بيش از آنکه مردم را به ياد رفتن دولت موقت و همفکران شجريان و مشکاتيان بياندازد،به اشتباه برخيها را به ياد "شاه "انداخته بود. و اگر نبود دوستي کساني مثل صادق طباطبايي ، معلوم نبود آيا هرگز اين اثر به بازار مي آمد يا نه. خود شجريان در "راز مانا " به حساسيت ها بر "بيداد" اشاره مي کند و يکي از دلايل بازداشتش را در آن سالها، همين حساسيتها مي داند .
شجريان پس از اين سالها آستان جانان، سر عشق، نوا، دستان، قاصدک، آسمان عشق، ياد ايام، «شب، سکوت کوير»، شب وصل، معماي هستي، دل مجنون، نوا، درخيال، خلوت گزيده، آهنگ وفا، بوي باران و چند اثر ديگر را در کنسرتهاي مختلف خود خواند و هر چند اکثرا در ظاهر نمايهاي عاشقانه و بعضا عارفانه داشتند، اما همگي از يک سير فکري آرام شجريان حکايت داشت و اختتام اين سير به آثاري همچون زمستان است و "فرياد" غيرمنتظره نبود.
آري شجريان از "سپيده" 57 به "فرياد" رسيده است.
از اين روي ميتوان گفت که نه تنها اقدامات اخير محمدرضا شجريان و مصاحبههاي او با بيبيسي فارسي و صداي آمريکا تعجبآور نبود، بلکه روال منطقي انحراف فکري وي از سال 60 به بعد، چنين فرجامي را محتوم جلوه ميداد.
صد البته که به اعتقاد نگارنده، انحراف شجريان به دليل چهره هنري وي و از آن روي که مردم او را يک چهره فرهنگي ميشناسند تا سياسي، بسيار ديرتر از همفکران ليبرال خود يعني مهندس بازرگان و رفقايش به چشم آمد.
شجريان که شايد به دليل عدم بصيرت سياسي و به احتمال بيشتر با اين توهم که مردم! را همراهي ميکند، در برهههاي مختلف به موضعگيريهاي عجيب روي آورده است، در برهه اخير نيز با همين توهم، خبط بزرگي را مرتکب شده و انشاءالله نادانسته در آغوش دشمنان ملت جاي گرفته است.
شجريان که در مصاحبه خود پس از کنسرت باشکوه "همنوا با بم" مدعي ميشود که در آثارش ميتوان تاريخچه تغيير و تحولات اجتماعي ايران بعد از انقلاب را مشاهده کرد، يا تغيير و تحولات اصلي اجتماعي کشور را نميبيند و يا ناديده ميانگارد.
شجريان که اين روزها در ميان موج خبري رسانههاي غربي گرفتار شده و فرصتي براي انديشيدن به خود نميدهد، در حالي به زعم خود براي همراهي با ملت ايران، به صداي آمريکا و بيبيسي فارسي روي آورده که گويا نميداند اکثر بدبختيهاي اين ملت نتيجه توطئههاي همين آمريکا و انگليس است.
معلوم نيست استاد شجريان که آثار خود را تغيير و تحولات اجتماعي بعد از انقلاب ايران ميداند، با چه توجيهي در جريان اقدام ناو آمريکايي در سرنگون کردن هواپيماي ايرباس ايراني و به شهادت رساندن تعداد زيادي از همميهنانمان هيچ اقدامي انجام نداد و گويا اين روز از تاريخ به هيچ وجه در تقويم شجريان وجود نداشت.
شجريان که در جريان فوت يادگار امام حاج احمد آقاي خميني ذيل بيانيهاي که تقريبا همه هنرمندان کشورمان در تسليت وفات ايشان صادر کردند را با اين توجيه که نميخواهم وارد سياست باشم، امضا نکرد، بايد پاسخ دهد که ملت بايد قسم حضرت عباس او را باور کنند يا دم خروسي که در جريان آلبوم بيداد که در رثاي بازرگان خوانده شد را. ملت بايد توجيهات مذکور شجريان را باور کنند يا مصاحبههاي عجولانه و نابخردانه وي با بيبيسي و صداي آمريکا را.
در نهايت اينکه هر چند استاد شجريان از صدايي ملکوتي و زيبا برخوردار است و تمرينهاي طاقتفرساي روزانه 11 ساعت، از وي استادي تمام عيار در زمينه موسيقي کلاسيک ايراني ساخته است، اما عدم بينش سياسي از وي چهرهاي به جاي گذاشته که به راحتي مورد سوءاستفاده بيگانگان قرار گيرد.
شجريان که مسلما بخش عظيمي از طرفداران خود را بايد در ميان 25 ميليون رأي دهنده به احمدينژاد و در قشر متوسط به پائين جامعه جستجو کند، اين روزها ناجوانمردانه عليه اين طرفداران خود به نفع يقهچاککنندگان خوانندههاي تازه به دوران رسيده سطح پائيني همچون ساسي مانکن و... ميتازد و همين امر موجب دلخوري بخش وسيعي از طرفداران پراپاقرص وي شده است.باشد که استاد برگردد.
شمیم قدر با مناجات عاشقانه و خلوص بندگی
گزارش روز کیهان درباره فضیلت های شب قدر در ماه مبارک رمضان

ايرج نظافتي
جنگ نرم كه به تعبيري آن را جنگ فرهنگي، سياسي، اقتصادي و اعتقادي مي نامند يكي از چالش هاي پيش روي كشورهاي در حال توسعه در سال هاي اخير به شمار مي رود كه در اين جبهه هوشياري و بيداري توام با درايت نخبگان و اصحاب فكر و انديشه جامعه حرف اول را مي زند.
به بيان ديگر بايد تاكيد كرد كه در زمان حاضر انجام جنگ هاي نظامي به آخر خط بازدهي رسيده و براي مستكبران غرب و شرق اين موضوع به اثبات رسيده كه براي تسلط بر كشورها، لشگركشي و صرف هزينه هاي كلان نظامي ديگر پاسخگو نخواهد بود چرا كه تجربه ثابت كرده هيچ قوم و ملتي از اشغالگر استقبال نخواهند كرد، از همين رو ساده ترين راه يعني غلبه بر افكار و انديشه هاي ملت ها را برگزيده اند تا با ايجاد جنگ هاي روحي و رواني بتوانند مردم را ضمن تهي نمودن از آرمان ها و ارزش هاي شناخته شده تاريخي و مواريث گرانبهاي فرهنگي، وام دار فرهنگ و انديشه هاي مبتذل و بعضا غيرقابل دفاع خود كنند و ضمن رخنه در عرصه هاي فرهنگي و اجتماعي، همچون موريانه اي به قطع ريشه هاي كهن تاريخي ملت ها بپردازند و حمله اي نرم و خاموش و بي صدا داشته باشند.
در جنگ نرم نخبگان بيش از سايرين در معرض تهديدهاي جدي دشمن و در خط مقدم اين مبارزه آرام و بي صدا هستند.
با توجه به اهميت دوچندان اين مسئله است كه رهبر فرزانه انقلاب اسلامي با اشاره به جنگ نرم عظيمي كه دشمنان در مقابل ملت ايران و نظام اسلامي به راه انداخته اند، نخبگان فكري از جمله دانشجويان و اساتيد دانشگاه ها را به هوشياري و فعاليت مبتني بر فكر و تدبر در اين عرصه فرا خواندند و تاكيد نمودند: «دانشجويان عزيز افسران جوان ايران و جمهوري اسلامي در جبهه مقابله با جنگ نرم دشمنان و جريان شيطاني متكي بر زور و تزوير و پول هستند ... در اين منطقه بسيار حساس، جمهوري اسلامي با قدرت روز افزون خود در مقابل سلطه گران جهاني ايستاده است و طبعا شبكه بزرگ صهيونيستي، كمپانيهاي جهاني و مراكز پولي كه عرصه سياسي آمريكا و اروپا را نيز هدايت و اداره مي كنند قدرت عظيم ملت ايران و جمهوري اسلامي را دشمن مي پندارند و با آن مقابله مي كنند.»
با اجازه استاد!
به قلم "بیژن مقدم" - مدیر مسئول روزنامه جام جم
۱- سياست قواعد خود را دارد. البته كمي بيرحم است، پوستكلفتي هم ميخواهد و دندهاي پهن و گوشي شنوا براي شنيدن حرفهاي حق و ناحق.
حوزه سياست بيش از هر حوزهاي افراد را به پاسخگويي فرا ميخواند. چراهايش بسيار است و لغزشها و شيبهايش خطرناك. صعودش پلهپله و سقوطش آني است.
لذا اگر با استاد شجريان كه پيش از اين استاد آوازش ميخوانديم با زباني متفاوت سخن ميگويم از اين روست كه اين هنرمند كشورمان عزم سفر به عالم «سياست» را كرده است. بديهي است در اين عالم سخن از ساز و آواز، دستگاه ماهور و دشتي و . .. نيست.
و اين سخن نه از سبيل نقدي بر موسيقي، آهنگ و يا شعري است كه استاد خوانده و نه در تمجيد و نه در كوچكشماري تاثير محمدرضا شجريان در تاريخ موسيقي ايران. اين مختصر از زبان و قلم كسي جاري ميشود كه از آن زماني كه خود را شناخته با اين صدا دمخور و آشنا بوده است.
و اگر ردپايي از سياست در اين نوشتار هست كه هست، به دليل گام نهادن هنرمندي است كه بيآنكه قواعد عالم سياست را بداند راه به بيراهه برده است و آن هم چه زود.
2- بهانه اين نوشتار حتي نگاه انتقادي يك هنرمند به شرايط سياسي كشور نيست كه حق همه آحاد ملت است بلكه ديدن چهره مردي است كه با اعتراض به صدا و سيما مانع پخش آثارش ميشود اما مشتاقانه بر صفحه تلويزيون صداي آمريكا حاضر ميگردد.
مردم خوب ميفهمند كسي كه طي سالهاي بعد از انقلاب همواره با بهانههاي مختلف از حضور در تلويزيون جمهوري اسلامي استنكاف ورزيده و امروز رسانه رسواي آمريكايي را بر ميگزيند، با آنها همكلام ميشود و در حضورش آثار موسيقيايياش پخش ميگردد، چه معنايي دارد و چه مسيري را طي ميكند.
3- آقاي شجريان به خوبي ميداند با اعتراض به صدا و سيما و ممانعت از پخش آثار خود نه خدمتي به موسيقي كشور كرد و نه حتي به خود و مردم.
هرچند صدا و سيما از جمله سياستهايش توجه به اين نوع موسيقي بوده و هست و اين موسيقي ملي در انحصار هيچكس و آقاي شجريان نبوده و نيست چرا كه هم از همنسلان ايشان افراد بزرگ و شاخصي هستند و هم جوانان با استعداد كه ميتوانند خلاءها را پر كنند و با نوآوريهايشان در حال فتح سلايق و علايق مردم هستند. حتما اهل انصاف مويد اين نكته خواهند بود كه اگر امروز موسيقي سنتي ايران پژواكي دارد به مدد توجه رسانهاي همانند صدا و سيما است.
4- بازگرديم به مصاحبه آقاي شجريان با شبكه تلويزيوني رسواي صداي آمريكا (VOA).
در اين مصاحبه آقاي شجريان به نكتهاي اشاره ميكند و ميگويد: «راديو و تلويزيون بايد براي همه مردم باشد نه مثل صدا و سيما كه فقط در يك جبهه و يك ديدگاه كار ميكند. من هم دوست ندارم صدايم پخش شود. چون فقط از يك جناح دفاع ميكند»
خوب اولا از اين سخنان ميتوان فهميد آقاي استاد در جناحي قرار دارند كه تاكنون سعي ميكردند آن را مكتوم نگه دارند حال اين جناح در ميان انبوه جناحها و جريانهاي سياسي كدام است، بماند.
نكته دوم آنكه ايشان صدا و سيما را به خاطر يكجانبهنگري محكوم ميكند. آيا ميتوانند با همين منطق نظرشان را درباره شبكه آمريكايي كه مقابل دوربين آن نشستند نيز بگويند؟
آيا واقعا اين تلويزيون آمريكايي را رسانهاي ميدانند كه در خدمت همه ديدگاههاست و فقط از يك جناح و جريان خاص در ايران دفاع نميكند؟
اي كاش استاد شجريان كه صداي خود را «صداي سروشهاي وجدان خاك و مردم» ميداند و از سالها پيش مسوولان صدا و سيما را به خاطر پخش اين صدا مورد ملامت قرار ميدهند، امروز با كمي تلاش بيشتر و صبر و حوصله بلندگوي آبرومندي براي خود مييافتند كه موجب تنزل جايگاه در نظر مردم نگردد.
و اگر درك درستي از سياست وجود داشت حداقل اين مولفه كه مردم ايران به دلايل تاريخي هيچ دلخوشي از آمريكا و انگليس ندارند بايد مورد توجه قرار ميگرفت؛ چرا كه موسيقي سنتي در بطن خود عرق ملي و ميهني را همواره فرياد كرده است و اينگونه رفتارها ناديده گرفتن اين فرياد است.
ياد ايامي كه استادي داشتيم!
امید حسینی - نویسنده «آهستان» -
روزي كه روزنامهي كيهان در واكنش به مصاحبه استاد محمدرضا شجريان با بيبيسي فارسي، مطلبي نوشت و در آن شجريان را وطن فروش ناميد، خيلي از ماها ناراحت شديم و به اين نوشتهي كيهان اعتراض كرديم كه مگر در اين سرزمين چند هنرمند محبوب مثل استاد شجريان وجود دارد كه با او اينچنين برخورد ميكنيم؟
آنروز ما مصاحبه ايشان را با بيبيسي گذاشتيم به حساب كار تبليغاتي قوي و حرفهاي و به ظاهر «بيطرف؟!» بيبيسي كه معمولا سعي ميكند ردپايي از خود در دشمنيها و كينههايش عليه مردم ايران برجاي نگذارد!
اما مصاحبه اخير ايشان با تلويزيون صداي آمريكا را چگونه بايد توجيه كرد؟ هر كسي كه اندك شناختي از رسانههاي غربي و مخصوصا صداي آمريكا داشته باشد، به خوبي ميداند كه اين رسانه بدون در نظر گرفتن كوچكترين ظرايف خبري و شيوههاي حرفهاي، به صراحت به دشمني با ايران و مردم ايران و انقلاب مردم ايران ميپردازد.
من ماندهام وقتي كسي تلويزيون كشور خودش را متهم به دشمني با مردم ميكند و حاضر نيست صدايش از تلويزيون كشورش پخش شود، چطور ميتواند با رسانهي كشوري مصاحبه كند كه دشمني و سياست خصمانه دولت آن كشور با مردم ايران در طول سالهاي گذشته كاملا آشكار و روشن است. كودتاي 28 مرداد و سرنگوني دولت مصدق، حمايت از رژيم شاه و نيز حمايت مادي و معنوي از جنايات وحشيانه رژيم صدام در حمله به ايران و سرنگوني هواپيماي ايراني، تنها گوشهاي از جنايات دولت آمريكا در حق ملت ايران است كه در اين جنايات، رسانههاي آن كشور از جمله صداي آمريكا هم شريك هستند.
به نظر شما چه توجيهي وجود دارد كه استاد آواز ايران براي بيان انتقادات خود از دولت و حكومت ايران، به دامن كساني پناه ببرد كه دشمن واقعي مردم ايران هستند؟ يعني در نظر ايشان دلسوزي شبكه هاي صداي آمريكا و بيبيسي براي مردم ايران، بيشتر از تلويزيون ايران است؟ بيطرفي آنها چطور؟ بنابراين من هيچ توجيهي براي اين مساله سراغ ندارم جز اينكه آنرا ناشي از عدم هوش سياسي و سواد سياسي و شناخت سياسي جناب استاد بدانم!
البته جداي از اصل مصاحبه استاد شجريان با صداي آمريكا، ايشان به مسائل مختلفي هم اشاره كردهاند كه آنها هم در جاي خود قابل بررسي و مناقشه هستند. از انتخابات و حوادث بعد از آن گرفته تا وضعيت موسيقي در ايران و 30 سال سركوب موسيقي و مسائل فقهي صداي زنان و عدم رضايت از پخش صداي استاد در رسانهي ملي و تصنيف جديد براي حوادث اخير و... (جالب اينكه شجريان در همين مصاحبه اعتراف ميكند كه اين تصنيف را سال گذشته ساخته بوده، يعني يك سال قبل از حوادث اخير تهران!)
ايشان در بخشي از مصاحبه خود با اشاره به حوادث بعد از انتخابات، از درگيري و آسيب و كشته شدن عدهاي از هم وطنانمان اظهار تاسف و ناراحتي كردند كه البته اين مساله براي همهي انسانهاي آزاده ناراحت كننده است، اما آنچه براي من جالب و قابل تامل بود، پناه بردن به راديوي آمريكا و بازگو كردن آن براي كساني است كه سالهاست دستهايشان به خون جوانان اين مرز و بوم آغشته است. گويي استاد عزيز اصلا يادشان نميآيد كه آمريكا چه فجايع و چه جناياتي را در ايران مرتكب شده و رسانههاي وابسته به آن هم چه توجيهاتي را بر آن جنايات داشتهاند!
علاوه بر اين، پرسشهاي مجري صداي آمريكا هم براي من جالب بود. مخصوصا آنجايي كه آقاي مجري با طلبكاري خاصي از استاد ميپرسد كه چرا راديو و تلويزيون ايران از آثار ملي شما سوءاستفاده ميكند؟! جلالخالق! همين را كم داشتيم كه دايههاي مهربانتر از مادر سر از صداي آمريكا در بياورند كه به لطف استاد شجريان سر درآوردند. همين را كم داشتيم كه راديوي آمريكا از جانب همه مردم ايران به استاد شجريان بگويد شما نماد آزادي و آزادگي ملت ايران هستيد كه به بركت مصاحبه ايشان به وي گفت. همين را كم داشتيم كه استاد شجريان از زبان ما مردم ايران با رسانه ي دشمن ما سخن بگويد كه گفت. ديگر چه چيزي باقي ميماند؟ فقط يك چيز: از دشمنان برند شكايت به دوستان، چون دوست دشمن است شكايت كجا بريم؟
من به استاد شجريان از خودشان به خودشان شكايت ميبرم. من از ايشان شكايت ميكنم كه چرا ما را هم به عنوان مردم اين كشور نميبيند و چرا از حقوق از دست رفتهي ما شكايت نميكند؟ من از استاد شكايت ميكنم كه چرا براي خونهاي به ناحق ريخته هزاران ايراني هموطن كه توسط آمريكا و رژيم صدام ريخته شده، تصنيفي را اجرا نميكند؟
البته من هنوز هم از شنيدن آثار استاد لذت ميبرم اما ديگر بين احساس و عقل خود سرگردان نيستم. ديگر براي تطهير چهرهي استاد، به توجيه و تفسير پناه نميبرم. ضمنا من از شنيدن سرود «آمريكا آمريكا ننگ به نيرنگ تو» در صدا و سيماي كشور خودمان بيشتر خوشحال ميشوم تا شنيدن «ايران اي سراي اميد» در صداي آمريكا!
درباره مردم و خواست مردم هم حرف تازهاي براي گفتن ندارم. اين روزها همه از مردم حرف ميزنند و ادعا ميكنند كه نماينده مردم هستند. حتي آن كسي كه كل آراي او از آراي باطله كشور هم كمتر بود، خودش را نماينده مردم ميداند! درباره دروغ تقلب هم فكر نميكنم توضيح جديدي لازم باشد، جز اينكه از استاد شجريان ميخواهم فقط يك بار به جاي مصاحبه با صداي آمريكا و يا تلويزيون بيبيسي زحمت بكشند و دوباره سري به همان شهرستان محروم و دورافتاده «بم» بزنند و از نزديك با مردم آنجا صحبت كنند و نظر آنها را درباره تقلب جويا شوند. نتيجهي آن هر چه باشد من ميپذيريم!
تاکتیک های نرم در مبارزات مدرن
دو شماره گزارش روز کیهان درباره آسیب شناسی جنگ نرم و راه های مقابله با آن
شنبه ۱۴ شهریور ، یکشنبه ۱۵ شهریور
ايرج نظافتي
«دانشجويان افسران جوان جبهه مقابله با جنگ نرم هستند كه ضمن دارابودن فكر، عمل و بصيرت، در صحنه نيز حضور دارند و با آزمودن صحنه، در چارچوب كارمي كنند، اما اساتيد دانشگاه ها فرماندهان جبهه جنگ نرم هستند.»
اينها بخشي از بيانات مقام معظم رهبري است كه اخيراً در جمع اساتيد و رؤساي دانشگاه هاي كشور ايراد فرمودند.
امروز باتوجه به وسعت دنياي ارتباطات و فن آوري هاي اطلاعات وگسترش رسانه هاي اينترنتي و مجازي تهاجم كشورهاي استكباري از حالت جنگ نظامي و سخت افزاري به جنگ نرم آن هم در ابعاد فرهنگي واعتقادي تغييرماهيت داده است.
با اين حال بايد اذعان داشت كه در يك دهه اخير سيل اين تهاجمات گسترده غرب متوجه كشورمان بود. به گونه اي كه جمهوري اسلامي ايران آماج حملات تهاجمي از نوع فرهنگي قرار گرفته و البته هوشياري و آگاهي به موقع مردم اغلب تاكتيك ها و ترفندهاي دشمنان و نقشه هاي شوم آنان را نقش بر آب كرده است. اما باتوجه به حساسيت هايي كه در ايام پس از انتخابات و التهاباتي كه توسط سران اغتشاش و آشوب به وجود آمد به خوبي نشان داد كه دشمنان ايران اسلامي در جبهه جنگ نرم با تمام توان ايستاده اند و هرروز به توطئه اي پناه مي برند،از اين رو مردم، مسئولان و خصوصاً اقشار دانشگاهي و فرهيخته جامعه در برابر چنين حوادثي نقش و وظيفه اي مضاعف دارند و همچنان كه رهبر فرزانه انقلاب تأكيد نمودند قشر دانشجوي ايراني در نقش افسران جوان در خط مقدم جبهه جنگ نرم دشمن قرار دارند و بايد بيش از پيش مراقب مرزهاي فرهنگي و ارزشي جامعه باشند و دشمن را در رسيدن به اهدافش ناكام گذارند.
در گزارش امروز و فرداي كيهان به بررسي نقش دانشجويان و اساتيد دانشگاه ها در جبهه جنگ نرم با دشمن خواهيم پرداخت.
فرصتي آسماني براي عبوديت و بندگي
گزارش روز کیهان درباره فضایل ماه مبارک رمضان
ايرج نظافتي
ماه مبارك رمضان، ماه ميهماني عظيم الهي و ماه عبادت، خودسازي و تزكيه نفس با شور و حال خاص خود از راه رسيده و سفره هاي سحري و افطاري دوباره رونق خانه ها يمان شده است.
دوباره عطر دعاهاي زيباي اين ماه خوب خدا فضاي كوچه و محله ها را فرا گرفته و جلسات انس با قرآن زينت بخش محافل دوستانه بسياري از خانواده ها شده است.
در اين ايام پربركت هر فردي در تكاپوي بهره برداري از فضايل ارزشمند رمضان المبارك است، چرا كه پيامبر اعظم «ص» در خطبه معروف شعبانيه خطاب به مردم مسلمان فرموده اند كه شما در اين ماه از اهل كرامت خدا شده ايد، نفس هاي شما در آن ثواب تسبيح و ذكر و خواب شما ثواب عبادت دارد، اعمال شما در آن پذيرفته است و دعاهاي شما مستجاب، پس از پروردگار خويش با نيت هاي راستين و دل هاي پاك بخواهيد كه توفيق روزه اين ماه و تلاوت قرآن در آن را به شما عنايت فرمايد، و بدبخت كسي است كه در اين ماه بزرگ از آمرزش خدا بي بهره شود.
امروز دومين روز از ماه مبارك رمضان را پشت سر گذاشته ايم و در آغاز اين ميهماني عظيم قرار داريم، با اين حال سوالي كه در گزارش پيش رو به دنبال يافتن پاسخ آن هستيم اين است كه چگونه مي توانيم از اين ماه بزرگ الهي نهايت استفاده را ببريم و به خودسازي و تهذيب نفس بپردازيم.
کاریکاتور شجریان در کیهان
"مازیار بیژنی" همکار کاریکاتوریست ما در کیهان، کاریکاتور طنز جالبی از محمدرضا شجریان خواننده ای که متاسفانه تازگی ها در اردوگاه دشمنان ملت ایران خیمه خود را برافراشته به تصویرکشید که دیروز در کیهان چاپ شد و دوباره جار و جنجالی از سوی برخی رسانه ها علیه کیهان به راه افتاد.
لازم به ذکر است که شجریان درست در اوج بگیر و ببندهای تهران با رسانه های ضد انقلاب همراه شد و به رییس جمهور منتخب و افرادی که به ایشان رای دادند اهانت کرد.
به هر حال دست آقای بیژنی درد نکند که اینچنین واقعیت را با زبان طنز به تصویر کشیده است.


