تبليغاتX
***محله ***
سیاسی - فرهنگی

نامه جمعي از فعالان رسانه‌اي به مراجع تقليد

جمعی از فعالان فرهنگی، رسانه‌ای و مذهبی کشور در پی هتک حرمت ساحت امام هادی(ع) و امام زمان(عج) توسط یک خواننده موهن، در نامه‌ای به مراجع تقلید خواستار بررسی حکم ارتداد وی شدند.

به گزارش نسیم، پس از اقدام گستاخانه یک خواننده موهن به ساحت مقدس امام علی النقی الهادی(ع) و امام زمان(عج)، جمعی از فعالان فرهنگی، رسانه ای و مذهبی کشور در نامه ای به مراجع تقلید از ایشان خواستار بررسی حکم ارتداد خواننده موهن به ساحت مقدس ائمه شیعه(ع) شدند.
 
 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
انالله و انا الیه راجعون
 
محضر مبارک مراجع معزز تقلید و آیات عظام (حفظهم الله تعالی(
 
سلام علیکم
 
این صدای «هل من ناصرینصرنی» سیدالشهدا(ع) است که هنوز یاری می طلبد و این ندای مهدی فاطمه(عج) است که «هل من معین یعینی» سر می دهد واین ناله ی زینب کبری(س) است که «هل من ذاب یذب عن حرم رسول الله» شیون می کند.
 
با عرض تسلیت به پیشگاه مقدس حضرت ولیّ عصر(عج)؛ اخیرا در فضای مجازی و شبکه های اینترنتی، هجمه هایی وسیع علیه حضرت امام علی النقی (ع)، صاحب گنجینه ناب اعتقادات شیعه زیارت مقدس جامعه کبیره، از سوی دشمنان دین و اهل بیت (ع) شده است.
 
متاسفانه این وضعیت شوم به اینجا ختم نشده تا خواننده ای شیطانی و هتاک، به نام شاهین نجفی، ترانه ای دوزخی منتشر کرده و در آن به هتک حرمت ساحت مقدس امام علی النقی(ع) و امام زمان(عج) پرداخته است. پس از آن با احتمال صدور حکم ارتداد وی توسط آیات عظام، رسانه ها و گروههای مختلف ضد دین برای حمایت از وی اعلام موضع کرده اند و به پشتیبانی وی پرداخته اند.
 
امضا کنندگان این نامه استدعا دارند حکم ارتداد وی توسط مراجع معظم تقلید شیعیان وآیات عظام بررسی گردد؛ تا باشد مرهمی بر قلب مجروح امام زمان(عج) قرارگیرد.
 
والعاقبه للمتقین
 
الیاس نادران- هادی شریفی - مجتبی توانگر - محمد حسین رنجبران - مجید رفیعی– محسن مهدیان - محمدتورنگ – فواد پورعبادی - مهدی عرفاتی - مالک شریعتی - علی رضا نادعلی - مهدی محمدی - میثم رشیدی مهرآبادی - هادی قبادی - علی اکبر فدائی - مهدی قمصریان - محمد ذوقی - محمد پاریاب - محمد افکانه - هاشم سروش بور - عباس قبادی – محمد حسین رستمی – علی غفاریان – احمد رضا مومنی – محمدحسین آزادبخت – صدرا قاضی - عبدالمطهر محمدخانی – ایرج نظافتی – محسن حدادی – کمال لطفی - محمد توکلی – محمدرضا باقری - قاسم رضایی – حجت ملکی – عباس کریمی- حمید محمدی محمدی - میثم تولایی – حسین لطفی - مصطفی کوثری - علیرضا ابراهیمی - مهدى حسینى- علی افسری- روح الله مدبر- حمیدرضا مصباح - زینب رشیدی - عبدالله الماسی- مصطفی وثوق کیا- اشرف السادات ابراهیم زاده طباطبائی- فهیمه سادات طباطبایی - امیرحسین مددی - محمد زعیم زاده - عباس پازوکى - حمیدرضا بیانی - سید وحید موسوی- فاطمه مدبر - حمید برقبانی- مرتضی شکرى- رضابردستانی- مهدی رهبر گنجه- داودمیرزایی مقدم - امیر اکبرزاده - مهدی پورحسینی - سعیدمحمدی- محمدعلیپور- حامد اردستانی- یوسف سیفی- میثم یاوری- ساسان زارع - غلامرضا نجفی - حسین صمدزاده- محمد علی طائبی - مجید ساوالان پور
نوشته شده توسط ایرج نظافتی در ساعت 14:22 | لینک  | 

عقب نشست كه شما جلو بياييد !


یادداشت مهم روزنامه کیهان به قلم حاج حسین شریعتمداری - ۱۹ اردیبهشت ۹۱

1- تلاش دست اندركاران دو جبهه متحد و پايداري در انتخابات مجلس نهم درخور تقدير است. مخصوصا حضرات آيات مهدوي كني و مصباح يزدي همانگونه كه سوابق درخشان آنها گواهي مي دهد، با اين انگيزه خدايي و انقلابي كه در گزينش نامزدهاي اصلح به مردم كمك كرده باشند پاي در ميدان نهادند و هريك با تاكيد بر آموزه هاي اصيل اسلامي و انقلابي، فهرستي از نامزدها را كه براي حضور در خانه ملت شايسته تر مي دانستند به مردم معرفي كردند بي آن كه نامزدهاي معرفي شده در فهرست ديگر را ناشايسته و فاقد صلاحيت بدانند. آن دو بزرگوار بر اين نكته نيز تاكيد داشتند كه دست اندركاران هريك از دو جبهه در تبليغات انتخاباتي تنها به معرفي نامزدهاي فهرست خود بپردازند و از تخريب نامزدهاي ديگر به شدت اجتناب كنند. اقدام حضرات آيات مصباح يزدي و مهدوي كني دقيقا همان بود كه از عالمان برجسته روحاني در يك نظام اسلامي انتظار مي رفت. اما، متاسفانه برخي از دست اندركاران دو جبهه ياد شده- تاكيد مي شود كه فقط برخي از آنها- بر عهدي كه با آن دو بزرگوار بسته بودند باقي نماندند و در مواردي از آن بستر تعريف شده عدول كردند و اكنون كه دور دوم انتخابات پايان يافته و قرار است «رفاقت ها» جايگزين «رقابت ها» شود، باز هم نشانه اي از همان بينش و منش انحرافي ديده مي شود، كه خطاب به اين دوستان بايد يادآور شد؛
2- گزينش نامزدها از سوي مردم در هر دو دوره اول و دوم انتخابات مجلس نهم نشان داد كه نگاه آنان به فهرست هاي انتخاباتي دو جبهه متحد و پايداري با نگاه دست اندركاران اين دو جبهه انطباق چنداني ندارد و براي هيچيك از دو جبهه ياد شده حساب ويژه اي باز نكرده اند. به بيان ديگر، چنان نيست كه در همه موارد، نظر اين يا آن جبهه را در معرفي نامزدها، از نگاه و نظر خود دقيق تر و منطقي تر تلقي كنند. ممكن است گفته شود كه در نهايت، بيشترين نامزدهاي راه يافته به مجلس نهم- به عنوان مثال در تهران- از ميان دو ليست جبهه متحد و جبهه پايداري انتخاب شده اند، كه در پاسخ بايد گفت؛ علت آن است كه هريك از دو جبهه مورد اشاره تعدادي از نامزدهاي اصولگرا و مورد قبول مردم را در فهرست خود جاي داده بودند، يعني اين عده را از ميان كساني انتخاب و معرفي كرده بودند كه پيشاپيش و قبل از معرفي دو جبهه نيز، براي مردم شناخته شده بودند. از اين روي مي توان صورت مسئله را اينگونه نيز نوشت كه شناخت خود مردم بيشترين سهم را در اعتماد و اقبال آنان به نامزدهاي مورد اشاره داشته است و نه، حضور نام آنها در فهرست اين يا آن جبهه. اگر چنين نبود - كه بود- چرا مردم به آن عده از نامزدهاي هر دو ليست كه نسبت به آنها شناخت چنداني نداشتند، رأي ندادند؟! مگر نام آنها نيز در ليست ها نيامده بود؟ بنابراين چنانچه اعتماد مردم به ليست ها تنها ملاك انتخاب آنها بود، بايستي به نامزدهايي كه از آنان شناختي نداشتند هم فقط به اين علت كه از سوي جبهه متحد يا جبهه پايداري معرفي شده بودند، رأي مي دادند كه ديديم ندادند.
البته، منظور آن نيست كه در صلاحيت و شايستگي افراد ناشناخته كمترين ترديدي هست، بلكه برخي از آنها در مقايسه با برخي ديگر كه به مجلس راه يافته اند، از صلاحيت و توانمندي به مراتب بيشتري نيز برخوردارند، اگرچه شناخته شده نيستند. سخن اين نوشته در اين باره است كه مردم شناخت خود را بر شناخت اين يا آن جبهه ترجيح مي دهند و اين، دقيقا پيروي از رهنمودهايي است كه از امام راحل(ره) و خلف حاضر او آموخته و به كار بسته اند.
3- اين روزها، برخي از دست اندركاران و نامزدهاي دو جبهه متحد و پايداري - تاكيد مي شود كه فقط برخي- در مصاحبه ها و نشريات وابسته به خود با شمارش تعداد نمايندگان راه يافته به مجلس نهم و معرفي گرايش سياسي آنها، اصرار دارند كه رويكرد مردم به جبهه متبوع خويش را از رويكرد آنان به جبهه مقابل، بيشتر قلمداد كنند. اين جبهه نامزدهاي مشترك را هم به حساب جبهه خود مي نويسد. آن جبهه اعتراض مي كند كه فلان نامزد اگر چه در دور دوم در هر دو ليست مشترك بوده است ولي در دور اول يكي از نامزدهاي ليست جبهه ما بوده است! يا گرايش سياسي فلان نامزد مشترك به اين جبهه نزديكتر است و.... الهاكم التكاثر... و خدا نكند كه به «حتي زرتم المقابر» برسد!
خوشبختانه دست اندركاران اصلي دو جبهه متحد و پايداري از عزم راسخ خود براي اتحاد و يكپارچگي در مجلس نهم خبر داده اند و به نظر مي رسد پي آمد برخي از چالش هاي بي ثمر و فرصت سوز و آسيب هاي ناشي از آن را به وضوح احساس كرده اند. از اين روي اميد آن است اين تصميم كه از آن با عنوان «عزم راسخ» ياد شده است در سطح دست اندركاران اصلي باقي نماند.
4- روز چهارشنبه 13 ارديبهشت ماه رهبر معظم انقلاب در ديدار فرهنگيان و مسئولان آموزش و پرورش با ايشان كه به مناسبت روز معلم صورت گرفته بود، ضمن تجليل از مقام والاي معلم و اختصاص بخشي از بيانات خويش به ضرورت حضور پرشور مردم در مرحله دوم انتخابات مجلس شوراي اسلامي، اشاره اي گذرا نيز در حد و اندازه «يك جمله» به يكي از ترفندهاي اخير آمريكا داشتند و فرمودند: «به لطف خدا، ملت ايران در صحنه حضور دارد و بصير و موقع شناس است و دشمن خود را هم به خوبي مي شناسد و فريب تظاهر رياكارانه آمريكا به دوستي را نيز نمي خورد.»
«تظاهر رياكارانه آمريكا به دوستي» در بيانات حضرت آقا، آن هم در اندازه «يك اشاره گذرا» چه پيامي در خود دارد؟ و چرا در گرماگرم رقابت هاي انتخاباتي و شور و حال روز معلم در سخنان حضرتش جاي گرفته است؟
نگارنده در اين باره فقط، «نظر خود» را مي گويد و در كلام رهبر و مقتداي خويش كه واجب الاتباع است، حكمت آن را مي جويد. چرا كه، آمريكا و متحدانش تاكنون در برخورد و مواجهه با ايران اسلامي فقط دشمني كرده و كينه ورزيده اند و اين كينه توزي و دشمني را نه فقط هيچگاه پنهان نكرده اند بلكه با هزار زبان و به صراحت فرياد نيز زده اند. بنابراين چرا حضرت آقا از «فريب» آمريكا با عنوان «تظاهر رياكارانه به دوستي»! ياد مي فرمايند؟
به نظر مي رسد- فقط به نظر مي رسد- برخي از نشانه هاي به ظاهر نرمش آمريكا كه مخصوصا در اجلاس اسلامبول2 بروز داشت براي دور كردن ذهن و دغدغه اصولگرايان- به مفهوم عام آن يعني مردم ايران- از تهديدهاي خارجي بوده است. اما، چرا؟! و اين نرمش به قول حضرت آقا «رياكارانه» با چه هدفي صورت پذيرفته و آمريكا چه ترفند جديدي در آستين فريب خود نهفته است؟! شواهد موجود حكايت از آن دارند كه آمريكا با تظاهر رياكارانه به دوستي با ايران در پي كمرنگ كردن دغدغه ها نسبت به تهديدهاي خارجي بوده است تا برخي از جريانات اصولگرا فرصت و فراغت كافي براي اختلاف با يكديگر را داشته باشند! و اگر چنين بوده است- كه مي توان گفت بوده است- بايد اذعان كرد كه شيطان بزرگ به بخشي از هدف تعريف شده خود در پروژه ياد شده دست يافته و موفق شده است تعدادي از خودي ها را به جاي پرداختن به آمريكاي غيرخودي، به درگيري با خود مشغول كند و اين، يعني بازي در ميدان دشمن.
در اين باره گفتني هاي فراواني هست كه نوشته جداگانه اي را مي طلبد و انشاءالله به آن خواهيم پرداخت، اما در اين وجيزه تنها به يكي از آن هزاران كه اين روزها به صراحت از سوي دشمنان مطرح مي شود اشاره مي كنيم و باقي به بعد مي گذاريم؛
رابرت گيتس وزير دفاع- جنگ- پيشين آمريكا و رئيس سابق سازمان «سيا» مي گويد «تهديد پي درپي ايران تنها نتيجه اي كه در پي دارد، متحد شدن هرچه بيشتر مردم و مسئولان ايران و افزايش نفرت آنان از آمريكاست» و توصيه مي كند؛ «اگر خواهان پيدايش و دوام اختلاف در ميان جريانات سياسي و مسئولان ايران هستيم بايد تهديدها را فراموش كنيم تا اختلافات در ايران فراموش نشود»! در پي اين اظهارنظر است كه نتانياهو اعضاي كابينه خود را فرا مي خواند و به گزارش بي بي سي، از آنها مي خواهد «حساسيت شرايط را در نظر داشته باشند و بيش از اين عليه ايران وراجي نكنند» و... آمريكا در اجلاس اسلامبول2 با چهره اي متفاوت ظاهر مي شود. همان چهره كه حضرت آقا نسبت به آن هشدار داده و مي فرمايند «مردم فريب تظاهر رياكارانه آمريكا به دوستي» را نمي خورند... به بيان ديگر، آمريكا به ظاهر عقب مي نشيند تا ميدان را براي درگيري خودي ها تنگ نكرده باشد!
حسين شريعتمداري

نوشته شده توسط ایرج نظافتی در ساعت 10:37 | لینک  | 

 حاشیه اظهارات محمدزاده درباره خبرنگاران

آقای معاون مطبوعاتی! این گونه بی پروا خنجر مزن

خبرگزاری فارس: آقای معاون مطبوعاتی! این گونه بی پروا خنجر مزن

به قلم: افشین شاعری

 حالا که بر صندلی ریاست و معاونت تکیه زده‌اید و خبرنگاران شما را مسئول رفع این همه بی‌سامانی‌ می‌دانند، شایسته نیست که نعل وارونه بزنید و به جای اینکه نوشدارویی برای دل ریش و مرهمی برای زخمهای جامعه - به قول شما کوچک - خبرنگاران کشورمان باشید، نمک بردارید و بر دل ریشمان بپاشید.

خبرنگاران به خاطر جایگاهی که دارند در اکثر ممالک افرادی هستند قابل احترام که به قاعده واسطه مردم و مسئولانند، وقایع اطراف را ثبت می‌کنند، دردها و حرفهای مردم را می‌شنوند و پاسخ مسئولان را می‌گیرند و منتشر می‌کنند.

خبرنگار به حرمت قلمی که خدا به آن قسم یاد کرده وارد عرصه‌ای می شود، خواهی نخواهی سخت. عرصه ناملایمات و بادهای پاییزی که از هر سو می‌وزند، می‌گویند «خبر خوب، خبر بد است» و این خبرنگار است که باید در کنار اخباری که مسئولان «محترم» می‌خواهند منتشر شود به دنبال اخباری باشد که «نمی‌خواهند منتشر شود»، اخباری که گاهی چالش برانگیز هست. تخلفات، بی‌تدبیرها و کاستی‌هایی که اگر به موقع منعکس شوند، «هزار میلیاردی» نمی شوند. انتشار آنها چشم ها را باز کند و مسئولان را به فکر چاره واقعه قبل از وقوع می‌اندازد.

خبرنگار می‌داند که مسئول جامعه خویش است و در ایجاد امیدواری و توسعه مملکتش سهم دارد و باید نور امید بتاباند بر گستره‌ای که نیازمند آن است.

خبرنگار فردی است در میان مردم، با آنها به دنبال اتوبوس و مترو می‌دود، در چاله می‌افتد، بیمار می‌شود، در صفهای طویل اداره و بانک و مغازه می‌ایستد و بداخلاقی ها و خوش‌اخلاقی‌ها، مصائب و راحتی‌ها و فاصله‌ها را از نزدیک نظاره می‌کند و گر چه آرمانخواه و نیک خواه جامعه خویش است اما واقعیت نگر و واقعیت نویس است و البته محدودیتهای قانونی،عرفی و حرفه‌ای را به نیکی می‌داند و رعایت می‌کند.

خبرنگار در کوران رقابتی تنگاتنگ است که به خصوص در زمانه انفجار اطلاعات و داده‌هایی که به سرعت با صفر و یک منتقل می‌شوند، مجال ایستادن ندارد، که رقیبش خبر را گرفته و منتشر کرده و او مانده است «بی‌خبر» و همین یک نکته ساده کوهی از استرس و اضطراب را هر لحظه و هر ثانیه به او تحمیل می‌کند.

خبرنگار وقتی کاستی‌ها، بی‌تدبیرها و بی مسئولیتی برخی مسئولان را می‌بیند، آگاهانه و ناآگاهانه رنج می‌کشد و به حکم وجدان و رسالت حرفه‌ای خود آن را در چارچوبهای قانونی منتقل می‌کند و همین جاست که تلفنها به صدا در می‌‌آیند و تهدید و تحقیرها آغاز می‌شود، خبرنگار را از ورود به حوزه خبری منع می‌کنند و هزار جور ممنوعیت و محدودیت برایش می‌تراشند که دیگر هوای انتقاد کردن به سرش نزند.

معاون محترم مطبوعاتی حتماً با این مسائل به خوبی آشناست، حتماً از نوازشهای مسئولان برخی دستگاههای اجرایی و اطرافیان آنها برای خبرنگاران اطلاع دارد، حتماً باید فشارها و استرس های همیشگی شغل خبرنگاری را بداند و اگر نمی‌داند به اشتباه بر روی این صندلی رنگین نشسته است.

استرس همیشه هست، استرس دیر شدن خبر، استرس از دست دادن خبر، استرس در دسترس نبودن مسئول، پاسخگو نبودن مسئول، استرس خوردن خبر، تکذیب خبر. خبر؛ خبرهایی که همیشه خوش نیستند، حالا مسئولی که باید نوشداروی دل دردمند خبرنگار باشد، خنجری برداشته و بی پروا می‌زند.

معاون محترم مطبوعاتی قاعدتاً باید بداند که خبرنگاران با چه مشقتی «خبر» می گیرند و چه فشارهای روانی و گاه جسمی را متحمل می‌شوند و اگر نمی‌داند بهتر است گاهی از روی صندلی اتاق خویش خارج شود و همراه خبرنگاران بیاید تا از نزدیک ببینند که خبرنگاران چه‌ها می کشند و یکبار هم که شده این سوی میز بیایند و ببینند که چند درصد آن سوی میزیها تاب انتقاد را دارند.

اگر می گویید خبرنگاران امنیت شغلی ندارند، اگر می‌گویید یک نظام صنفی تعریف شده برای این حرفه در کشور نیست، اگر هنوز حقوق شغل سخت و زیان آور خبرنگاران که قانون کشور است، عملی نشده است، اگر خبرنگاران برای گرفتن یک هدیه 300 هزار تومانی باید 7ماه انتظار بکشند آن وقت درست در آخرین ساعات سال یکباره اعلام کنند که بیایید صف بگیرید،‌تحقیر شوید تا هدیه تان را بدهیم، چه کسی مسئول است؟

اگر هنوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاونت «محترم» مطبوعاتی آن، خبرنگاران این مرز و بوم را نمی‌شناسد و آمار و اطلاعات آنان را ندارد، چه کسی مسئول است؟

اگر خبرنگاران با انواع و اقسام مشکلات معیشتی، بیماری، انواع بیماریهای جسمی و روانی و آسیبهای اجتماعی مواجه هستند، حاصل همین بی تدبیریها و بی‌برنامگی‌هاست؟

اگر به قول خودتان هنوز تعریف درستی از خبرنگار در کشور نداریم و هر کس می‌تواند بدون صلاحیت و دانش لازم وارد این حرفه شود، حاصل کم کاری های کدام مسئول است؟

جناب آقای محمد زاده، معاون مطبوعاتی، حالا که بر صندلی ریاست و معاونت تکیه زده‌اید و خبرنگاران و جامعه رسانه ای کشور شما را مسئول حل مشکلات و رفع این همه بی‌سامانی‌ها می‌داند، شایسته نیست که نعل وارونه بزنید و به جای اینکه نوشدارویی برای دل ریش و مرهمی برای زخمهای جامعه به قول شما کوچک خبرنگاران کشورمان باشید، نمک بردارید و بر دل ریشمان بپاشید.

نوشته شده توسط ایرج نظافتی در ساعت 16:34 | لینک  |