فریب خوردگان داخلی
از خاک حسينيه هم نشان نماند
۲۶ بهمن ۱۳۸۴
حمله به حسينيه شريعت در قم سر انجام با بازداشت صد ها تن از دراويش، بر جا ماندن تعداد زيادي مجروح و با خاک يکسان شدن اين حسينيه به پايان رسيد . . .
منبع : سایت "روز" « یکی از سایت های معاند نظام »
سئوال : این شخص کیست؟
جواب : او دبیر سرویس ادب وهنر یکی از روزنامه های مدعی اصلاح طلبی است که سال گذشته هم به جرم وبلاگ نویسی برعلیه کشورمان چند مدتی را آب خنک میل نمودو خود به همراه برادر مفنگی اش عنوان روزنامه نگار را یدک می کشند.
و ی همینک با هرشخصی که برعلیه ایران و اسلام در داخل وطن فعالیت نماید همکاری خواهد کرد.
می گوئید نه ؟ به سایت های معاند نظام سر بزنید تا هم چهره و هم قلم مبارکش را ببینیدو بخوانید.
تجلی انقلاب اسلامی در مرکزیت غرب کشور
* روز۲۲ بهمن در کرمانشاه بودم،ساعت ۳۰/۹ صبح به میدان آزادی رفتم تا حضور مردم را ببینم اما حقیقتا شور و حال مردم کرمانشاه در آن روز غیر قابل وصف بود.
عکس:کرمانشاه امروز
سوار تاکسی شدم. یک آقایی که در صندلی جلو نشسته بود گفت:چند روزی است که تبلیغ می کنند"مردم به راهپیمایی بیائید"،مگر مردم بیکارند که کار و زندگی خود را رها کنند و برای پا برجا ماندن حکومت آخوندی به خیابان بیایند. . . و خلاصه تا میدان آزادی ما سکوت کرده و آن شخص به سم پاشی خود مشغول بود.
نرسیده به میدان آزادی پیاده شدیم که خیل عظیمی از مردم کرمانشاه در پیش روی ما قرارداشت. پیر و جوان و زن و مرد، همگی به راهپیمایی آمده بودند.
هنگام پیاده شدن رو به آن شخص کرده و گفتم: این جمعیت را می بینی، دارند پاسخ تو و امثال تو را می دهند لطفا خوب گوش کنید.
جمعیت هم یکپارچه فریاد "مرگ بر منافق" و "مرگ بر آمریکا"را سر می دادند.
**موضوع دیگری که در کرمانشاه مرا بسیار متاسف کردبی سروسامانی نشریات محلی این استان بود.یکی در حال ایجاد تنش بود و دیگری وجودش تنش زا بود،یکی دیگر با چاپ ویژه نامه ای به نام پیروزی انقلاب اسلامی،با چند عنصر معلوم الحال مصاحبه کرده بود!یکی به فکر پاسخ گویی بود، آن یکی پاسخ هتاکانه خود را نثار رقیب کرده و در انتظار عکس العمل بود! و در این آشفته بازار تنها چیزی که پیدا نبود حفظ حرمت قلم و رسالت خبرنگاری بود.
از همه مهمتر تعددغیرقابل توجیه نشریات محلی در کرمانشاه نیز در باور هیچ روزنامه نگاری نمی گنجد،آنهم با نام های بسیار مضحک و عجیب وغریب!
برخی از این به اصطلاح نشریات - که اغلب ادعای اصلاح طلبی آنها گوش فلک را کر می کند -آنقدر آبکی و بی محتوابودند که به هیچ عنوان شکل و شمایل یک نشریه را نداشتند و چارچوب ها و قواعد روزنامه نگاری در آنها دیده نمی شد.غلط های املایی ، انشایی،تایپی،هتاکی، پرده دری و. . . در برخی از آنها به عینه مشهود بود.والبته اداره ارشاد اسلامی کرمانشاه هم در خواب خرگوشی عمیقی فرو رفته . . . اما انشالله به بزودی از این خواب سنگین چند ساله بیدار خواهدشد.
مشکلات خدمات پس از فروش خودروهای داخلی
گزارش روز کیهان در چهار شماره پی در پی در تاریخ های :
دوشنبه 24 بهمن، سه شنبه 25 بهمن
چهارشنبه 26 بهمن،پنج شنبه 27 بهمن
گزارش از ایرج نظافتی
هجوم گسترده، دفاع ناكافي
گزارش روز کیهان در چهار شماره پی درپی در تاریخ های:
سه شنبه 11 بهمن ، چهارشنبه ۱۲ بهمن
پنج شنبه 13 بهمن و شنبه ۱۵ بهمن ماه
گزارش از ایرج نظافتی
زنگ خطری برای "استاندار کردستان"
شنیدن خبر تاسف بار کناره گیری اعضاء تحریریه" سیروان " نه تنها در باور مردم کرد،با فرهنگی به بلندای تاریخ نمی گنجد،قطعا برای کسانی که در حوزه مطبوعات نیز فعالیت دارند غیر قابل قبول است.
چرا که اگر کیهان را حرفه ای ترین روزنامه در ایران بنامیم - سخن مسعود بهنود - بدون شک سیروان نیز حرفه ای ترین نشریه محلی ایران است که مناطق کردنشین غرب کشور را تحت پوشش خبری خود دارد.
حوزه نفوذ سیروان نه تنها در مناطق منتشره بلکه تا فرای مرزهای غربی کشور و گستره مناطق کردنشین کشورهای اروپایی را در نوردیده است.
این در حالی است که در استانهای غرب کشور دهها نشریه با گرایش های مختلف به فعالیت می پردازند،اما سیروان به گواه اصحاب قلم و اندیشه،در غرب کشور حرف اول را می زند.
تحقق این امر و پیدایش محبوبیت "سیروان" بدون شک مرهون زحمات بی دریغانه عزیزانی است که از دل و جان و در حد توان و انصافا بیش از توان خود برای نهال نو پای سیروان فعالیت کرده اند.
آری . . . دفاع از حقوق مردم مستضعف کردستان،کرمانشاه و ایلام و رساندن پیام این همه محرومیت و مظلومیت به گوش حاکمیت کار سهل و آسانی نیست.
هشت سال فعالیت بی دریغانه و بدون کوچکترین چشم داشت و فقط به عشق مردم ،اسلام و انقلاب،هشت سال با مردم و برای مردم بودن،هشت سال در غم و شادیهای مردم کرد شریک بودن،هشت سال مدافع راستین حقوق مردم بودن،هشت سال . . .
و اما روی سخنم با استاندار محترم کردستان به عنوان نماینده دولت آقای احمدی نژاد است از اینکه نگذارید فرصت طلبان و قلم به مزدان منافق از چالش به وجود آمده به نفع خود بهره ببرندو از این آب گل آلود ماهی بگیرند.
بدون شک برکناری گردانندگان فعلی سیروان به حساب دولت کنونی و شخص استاندار محترم کردستان نوشته خواهد شدو فضای سیاسی این خطه محروم را برعلیه جمهوری اسلامی رقم خواهد زد،همچنان که در برخی نشریات و سایت های داخلی و خارجی این مسئله به خوبی مشهود است.
استاندار محترم کردستان باید این موضوع را بدانند- که الحمدالله می دانند - حذف گردانندگان یک نشریه پرنفوذ و پرمخاطب محلی در کردستان :
۱-موجب بدبینی و تنفر شدید مردم کرد از نماینده دولت در کردستان خواهد شد
۲-نگاه مردم را به خبرگزاریها و رسانه های بیگانه که اغلب بر علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی فعالیت دارند معطوف خواهدکرد.
۳-فضای بی اعتمادی مردم به حاکمیت و نظام را ترویج خواهد کرد.
شبکه خبری "العربیه"چندی پیش در آماری منتشره اعلام کرد که بیش از ۱۰ هزار سایت خبری در دنیا بر علیه اسلام،قرآن و حکومت جمهوری اسلامی فعالیت دارند.
امیدواریم با تدبیر مدبرانه استاندار محترم کردستان این مهم تحقق یابد که دولت آقای احمدی نژاد،برخلاف اظهارات بی پایه و اساس دشمنان خارجی و برخی فریب خوردگان داخلی، همچنان بر پایه عدل و عدالت استوار است و بدون وابستگی به احزاب سیاسی و باند بازیهای جناحی عمل خواهد کرد،و مهرورزی خود را به مردم کرد به اثبات خواهد رساند.
ضمنا این را هم فراموش نکنیم که رئیس جمهور محترم بارها در سخنانشان فرمودند:« اگر بی عدالتی در کشور دیدید آنچنان فریاد بزنید که من احمدی نژاد در تهران آنرا بشنوم.»
هر چند روز گذشته همین موضوع به عرض وزیر محترم ارشاد رسید و ما همچنان منتظر تدابیر مدبرانه مسئولین مربوطه هستیم.
بازتاب این مطلب در سایت خبری " ئاسو کورد "
هنگامی که در سایت های خبری خبرگزاری های بیگانگان و دشمنان تابلودار کشورمان سر می زنیم می بینیم برخی از نویسندگان و روزنامه نگاران که هم اکنون در روزنامه ها و خبرگزاری های داخلی فعالیت دارند ،به شدیدترین وجهی از تریبون بیگانگان ، ارزشها و آرمانهای ملی،میهنی واسلامی را به باد ناسزا گویی و هتاکی می گیرند و طوری از فضای خفقان و نبود آزادی بشر!در ایران سخن می گویند و آنچنان ناله و ضجه می زنند که فکر نمی کنم زندانی های در بند در گوانتانامو هم اینچنین شیون و زاری راه بیندازند.
روزنامه های اصلاح طلب داخلی هم چندی پیش از قول خاتمی-رئیس جمهور سابق- نوشته بودند:"اصل دین در خطر است!!"جالب است که در زمان ایشان هیچگاه دین در خطر نبود!در حالی که بنام اصلاح طلبی سخیف ترین عبارات را از تریبون های داخلی و خارجی نثار دین،انقلاب و نظام می کردند.
وخلاصه اینکه باید تاسف خورد به حال آن دسته از روزنامه نگارانی که بر سر سفره این کشور نشسته و اما کاسه لیس دشمنانش هستندو تعهد به "قلم"را فراموش کرده اند.
قرآن کریم می فرماید : ((قسم به قلم و هرآنچه که می نویسد.))
| ||||||
ما بچه های آوا
دیروز موضوعی مرا بسیار خوشحال کرد.
«احسان ارجمند حقیقی»یکی از دوستان آوا نشین دگراندیش!که سابقا در کرمانشاه به روزنامه نگاری می پرداخت با ارسال یک پیام مرا به حال و هوای سالهای ۷۸-۷۹ در کرمانشاه برد، سالهای اوج فریاد پوچ وتو خالی اصلاح طلبی!
اما خداوکیلی بگویم برو بچه های آوا در آن زمان که دم از اصلاح طلبی می زدند از روی اخلاص و صداقتی مثال زدنی و بی بدیل خود را اصلاح طلب می نامیـدنـــد و اصلا به فـکــر سوء استفاده شخصی،رانت خواری،چاپلوسی،کسب پول،پست و مقام و دیگر مسایل رایج نبودند و به هیچ عنوان معادلات موقعیتی نمی کردند و برای رسیـدن به آرمانهــای اصلاح طلبی از هیچ گونه کوششی فروگذارنبـودنــد،بلکه از دل وجان شیفتـه کلمات ادا شـده تـوسط خاتمی و دار و دسته او بودند و دفاع از تفکرات خاتمی را با هیچ چیز معامله نمی کردند و . . . حیف که اصلاحات در یک « لانجین ماست » فرو رفت . . .
در همـان ایـام سردبیـر این نشـریه متاسفانه گرایش های عجیب وغریبی داشت،بعضی وقتها آنقدر به بچه ها میدان می داد که تا مــرز جنـگ و دعـواهای مفصل با برخی گروه های سیاسی پیش می رفتند و بعضی وقت ها هم چراغ سبزها وتعظیم وتکریم های نابجـایـی را به برخـی از افراد نشـان می داد که اعصــاب همه را خراب می کرد.
یاد مرحـوم سلیمـــان کیــانی به خیر که در اردوهای آوا اگر حضور نداشت بسیاری از بچه ها از آمدن امتنا می کردند،و همچنین یاد دیگر عزیزان همکار در این نشریه وزین از جمله آقای یـــزدان پنــاه پیــر آوا نشین،آقای عـلــــوی و سکوت معنادارش،خانم مــــرادی و لبخندهایش،خانم سعدوندی وحوادث جنجالیش،افشین شورچه و آوای کنگاورش، و البته احسان ارجمند هم شق و رق می آمـد و می رفت، نه به کسی سلام می داد و نه سلام کسی را جواب می داد،چرا؟ چون سمبل و عصاره اصلاحات و آخر مشارکتـی ها بود!!!
و اما روح الله باقرآبادی معاون محترم سردبیـر که همیشـه آنقــدر کار صفحه بندی و ویرایش راجدی می گرفت که گویی می خواهد نشریه ای بین المللی خطاب به تمامی روشنفکران جهان منتشر نماید!البته در عین حالی که بسیار بسیار جدی بود،دوستداشتنی هم بودو خداوکیلی در عالم رفاقت حرف اول را می زندوبیشترین خاطرات من در آوا با روح الله باقرآبادی است.
به وبلاگ برخی ازاین دوستان آوایی سر بزنید. . . ضمنا این را فراموش نکنید که
«بچه های آوا در هر طیف وجناحی ودر
هرنقطه از جهان که باشند با معرفتند.»





