« من از رأي خود دفاع ميكنم؛ چون قرار بود ميزان رأي مردم باشد . . . رييس اين حكومت در برابر مردم مسوول است و مردم حق نظارت بر عملكرد او را دارند. نهادهاي ايفاي امر به معروف و نهي از منكر در حكومت جمهوري به عهده رسانههاي آزاد و قوه مقننه آزاد است. همچنين رييس حكومت هيچ امتيازي بر ساير شهروندان ندارد و اختيار حكومت مقيد به قانون است. همچنين قوا از هم تفكيك شده و قاضي استقلال دارد. . .» منبع: سایت روز « از سایت های معاند نظام»
این اظهارات گهربار از جناب دکتر محسن خان کدیور است که اخیرا در مراسم گرامیداشت یدالله سحابی با حالتی کاملا طلب کارانه بیان فرموده اند!
هنگامی که یک غیر ایرانی در خارج از وطن اینچنین اظهاراتی را از یک روحانی که در داخل وطن اقامت دارد را می شنود و از فضای خفقان ادعا شده مطلع می شود، چه تصویری از جمهوری اسلامی در ذهن خواهد داشت؟
نقش مخرب اینچنین سخنانی در مخدوش جلوه دادن انقلاب اسلامی بیشتر است، یا فعالیت شبکه های دشمنان کشور در خارج از ایران؟
از همه مهمتر اینچنین افرادی چرا و به چه دلیلی باید ملبس به لباس مقدس روحانیت باشند؟
شهدا به دنبال چه آرمان و ارزشی بودند و جناب کدیور و همفکرانش به دنبال چه آرمانی هستند؟
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، صاحب نظران را جهت نامگذاري بيستم فروردين ماه «روز تكميل چرخه سوخت هسته اي» فراخواند.
محمدحسين صفارهرندي در اين باره گفت: از آنجا كه روز بيستم فروردين ماه نماد تبلور ايمان، دانش، شجاعت، استقامت، غرور ملي، عزت ايراني موحد و مسلمان است، شايسته است نام درخور اين ويژگي ها بر آن نهاده و در تاريخ افتخارات كشور ثبت شود.
به گزارش روابط عمومي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، رئيس شوراي فرهنگ عمومي تاكيد كرد: نامگذاري روز بيستم فروردين ماه در دستور كار شوراي فرهنگ عمومي قرار گرفته و پس از بررسي پيشنهادهاي صاحبنظران و مردم خوش ذوق ايران، نام برتر برگزيده و براي تصويب به شوراي انقلاب فرهنگي پيشنهاد مي شود.
هرندي يادآور شد دبيرخانه اين شورا از روز سه شنبه -۲۹ فروردین - آماده دريافت پيشنهادهاي مردمي است.
دبيرخانه شوراي فرهنگ عمومي در ميدان بهارستان، خيابان كمال الملك روبه روي ساختمان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي قرار دارد.
گاهی اوقات دوست بسیار نازنین جناب استاد توفیق رفیعی عکس ها و مطالبی را در سایت "سیروان" قرار می دهد که بد جوری انسان را بی قرار کردستان می کند.مثلا امروز آنچنان مرا تحت تاثیر قرار داده که تمامی معادلات سیاسی و غیر سیاسی ام را به هم ریخته است!
چندی پیش با درج عکس هایی از مراسم عروسی در کردستان و رودخانه سیروان براین بی قراری ما افزود و امروز هم با درج عکسی زیبا از یک زن کرد که در حال پختن نان است مرا تا فراز آسمان های زیبا و مناظر روح نواز کردستان و کرمانشاه برده است، که در این لحظه توان انجام هیچ کاری را ندارم. فقط هر چه در ذهن دارم کرمانشاه و کردستان است و بس! یعنی شاید باور نکنید الان باید به مجلس شورای اسلامی بروم و با چند نماینده مجلس گفتگو کنم، اما کاک توفیق تمام سئوالات سیاسی و غیر سیاسی ذهن مرا به هم ریخته،به شکلی که نمی دانم از فلان نماینده چه سئوالی را بپرسم و با دیگری وارد چه بحثی شوم؟هرچه هست فقط این است:
شــــــارکـــــــــــــــم ســـنـــــه، شـــارکــــــــــــــم ســنـــــه . . .
اما باید گفت که کاک توفیق عزیز! مگر نمی دانی ما متعلق به همان آب و خاک هستیم و صد البته در غربتی غریبانه قرار داریم،پس چرا این عکس های اصلاح طلب محورانه! را در سایت سیروان قرار می دهی!؟و حالا هم که این کار را کردی بیا و پاسخ بی قراری های ما را بده؟
و البته برای دوستانی که کاک توفیق ما را نمی شناسند باید بگویم که ایشان یکی ازنخبگان روزنامه نگاری و شخصیت های قابل احترام در استان کردستان هستند که مدیریت سایت "سیروان"را به عهده دارندو حقیر توفیق دوستی با کاک توفیق را بسیار مغتنم می دانم و از راهنمایی های این بزرگوار در حوزه مطبوعات استفاده های شایان برده ام.امیدوارم که همیشه ایام موفق و پیروز باشد و باز هم با درج اینچنین عکس هایی ما را خراب کردستان و کرمانشاه نماید.یا علی مدد. . .
نامه زير به صورت پست الكترونيكي براي مديرمسئول روزنامه کیهان ارسال شده است؛
خدمت دوست عزيزم جناب آقاي حسين شريعتمداري
احتراما بعرض ميرسانم كه مطابق درخواست جنابعالي مبلغ يك ميليون و هشتصد هزار دلار (000000 1دلار آمريكا) از حساب دبي به شماره حساب فرزندتان در كوالالامپور مالزي در تاريخ 16 فروردين فرستاده شد. البته مابقي در يك حواله ديگري به حساب شخصي خودتان كه خواسته بوديد در روز 18 فروردين فرستاده شد. لازم به يادآوري است كه مقررات بانكي دوبي هر روز مشكل تر مي شود خصوصا حسابهاي ارزي. خواهشمندم كه رسيد حواله ها را تاييد بفرمائيد.
با احترام سيدحسن مرتضوي- دوبي
و اما؛ پاسخ مديرمسئول كيهان
1- از آشنايي با دوست جديدم آقاي سيدحسن مرتضوي كه نمي دانم وجود خارجي دارد يا نه، خوشوقتم!
2- حواله هاي مورد اشاره را نفرستاده ايد كه بنده تائيد بفرمايم!
3- خدا رحمت كند عبيد زاكاني را كه در اينگونه موارد مي گفت؛
خداي داند و من دانم و تو هم داني
كه يك فلوس ندارد عبيد زاكاني
به زودی گزارشی از فعالیت برخی از احزاب سیاسی و نقش آنها در فرایند توسعه سیاسی ارائه خواهم کرد.
برابر آمار های موجود در وزارت کشور، در زمان آقای هاشمی رفسنجانی فقط ۳۳ حزب فعال در ایران وجود داشت که در دوران تساهل پرور اصلاحات به ۱۸۳ حزب- تا پایان سال ۱۳۸۳ -و به صورت کاملا بی حساب و کتاب افزایش یافت.
براساس اسناد و مدارک موجود و شواهد عینی،برخی از این احزاب عینا با دشمنان دست در یک کاسه دارند.از جمله چند حزب فعال در اهواز و سیستان و بلوچستان که در تنش های اخیر در این استانها نقش آنها بیشتر مشخص گردید.
برخی احزاب هم که اعضاءآنها از انگشتان یک دست تجاوز نمی کند همکاری مستقیم با عوامل ضد انقلاب در خارج نداشته اند، اما بعضا عملکرد همین اعضاء معدود عینا در راستای اهداف دشمن بوده و افراد سرپرست که "دبیرکل " نامیده می شوند نه تنها فعالیت مثبتی در روند توسعه سیاسی نداشته اند بلکه در دلسرد کردن مردم از نظام جمهوری اسلامی و مخدوش جلوه دادن دستاوردهای دولت نقش مخربی را ایفا کرده اند و بعضا حتی برخی از این "دبیر کل" ها با ادبیات سیاسی هم آشنایی ندارند و دفتر و تشکیلات آنها هم مشخص نیست! نمونه این احزاب را می توان در استانهای کرمانشاه ،کردستان،خراسان رضوی و . . . مشاهده کرد.
اما در این میان احزابی قوی عمل کرده اند که دفتر مرکزی آنها در پایتخت بوده و کارها و فعالیتشان کاملا مشخص است و شاخه شهرستانهای آنها هم به طور دائم و فعال کار می کند و در امور سیاسی هم حضور آنها کاملا محسوس است.
در این میان برچیده شدن بساط برخی از این حزب نماها در شهرستان ها - خصوصا شهرهای جنوب غربی،غرب ، شمال شرقی و شمال غربی کشور - یک نیاز ضروری و لازم است که وزارت کشور انجام این مهم را باید در اولویت کاری خود قرار دهد.
فعالیت بی حساب و کتاب و خارج از هرگونه قائده و قانون برخی از تشکلات غیردولتی در لوای"حزب" خصوصا در شهرستانها نه تنها نمی تواند در راستای توسعه سیاسی وآگاه سازی مردم در امور سیاسی نقش داشته باشد بلکه عملا مردم را از حضور در صحنه های سیاسی گریزان خواهد کرد.
این گزارش را در آینده ای نزدیک تقدیم حضورتان خواهم کرد، که در آن صاحب نظران امور سیاسی ،دبیر کل برخی از احزاب سیاسی و مسئولین مربوطه اظهارات مهمی را بیان کرده اند.
|
آقای نماينده، لطفا تكذيب كنيد!
|
|
پايگاه خبرپراكنی بیبیسی امروز در استمرار فعاليتهای تفرقهافكنانه خود كه در هفتههای اخير بهشكل قابل توجهی تشديد شده است، كوشيد از زبان يك نماينده اهل سنت در مجلس شورای اسلامی به تهديد نظام جمهوری اسلامی بپردازد! اينكه بیبیسی درصدد ايجاد تنش ميان شيعه و سنی باشد، امری كاملا طبيعی است. عادت ديرين انگليس بهعنوان يك استعمارگر پير ،اختلافافكنی ميان ملتها وبه اصطلاح ماهیگرفتن از آب گلآلود اين اختلافات بوده و هست و به قول آن ضربالمثل زيبای فارسی ،«ترك عادت موجب مرض است!»؛ اما نكته اينجاست كه يك نماينده اهل سنت - كه درجايگاه حساس و خطير قوه قانونگذاری نشسته است، چرا بهشكلی سخن میگويد كه امثال بیبیسی برای توطئه عليه وحدت در جمهوری اسلامی، به سخنان او استناد كنند و ساير سايتهای جهتدار هم بهسرعت ان را انتشار دهند؟ جالب اينجاست كه اين سخنان درهفته وحدت بيان شده است! بیبیسی البته بدون اشاره به ماخذ حرفهای نماينده سردشت و پيرانشهر، ازقول او به تهديد جمهوری اسلامی از ناحيه اهل سنت ميپردازد و مینويسد: «درصورتی كه مردم اهل سنت ايران، همچنان احساس تبعيض كنند و تغييری در اين زمينه رخ ندهد، دورنمای آینده انقلاب مورد تهديد قرار خواهد گرفت.» ترديدی نیست كه انتقاد سازنده از وضع موجود، هنگامی كه بهصورت مصداقی به بيان مشكل بپردازد و بويژه راه حلهای پيشنهادی را هم ارائه دهد، فرصتی بسيار مغتنم برای بهبود شرايط است؛ اما اگر اين انتقادها، بخصوص در حيطههای حساسی چون وحدت شيعه و سنی، جنبه تخريبی پيداكند، قطعا بايد نسبت به آنها واكنش مناسب نشان داد. اميد آنكه نماينده سردشت و پيرانشهر، هرچه زودتر نسبت به آنچه كه بیبیسی به ايشان نسبت داده، واكنش نشان دهد تادر شرايط حساس فعلی كه دشمنان اسلام، برخی كشورهای منطقه راجولانگاه اختلافات فرقهای كردهاند و برای ضربهزدن به اسلام و مسلمین روی این اختلافات حساب زیادی باز کردهاند، مصداق «آب به آسياب دشمن ريختن» نباشد. |
درباره"
"پيش فروش هاي كلاهبردارانه مسكن و بلاتكليفي مال باختگان"
گزارش از ایرج نظافتی
وبلاگ "گل آقای گیلانغرب" مطلب طنزی را با گویش کردی به نقل از خانم صدر اعظم آلمان در پاسخ به مصاحبه اخیر آقای ططری در کیهان آورده است که بخشی از آن چنین است:
« آيييیی باوگ وبراگانم بمرن گيسم بورن خدا بکی مه له کو رقص کردمه ططری ايجوره دنگ وی ناميم خسيه له ولات يه يکی نيه نوای بگری مه له آلمان ايو له کرمانشان ايو له کو وسايود ومل سر منا که رقص کردمه هر چوار براگم بمردا نه يه بژنفتام يه هم آخری کرماشانی بازی دراورد...»
برای دیدن این وبلاگ اینجا را کلیک کنید.
درپی انتشار خبر مربوط به پیشنهاد استاندار کرمانشاه در جلسه شورای شهر مبنی بر جداسازی بازار خانمها و آقایان در کرمانشاه برخی از منابع استانداری این سخنان را تکذیب کرده و آن را ساخته و پرداخته اصلاح طلبان دانستند. در همین خصوص سایت کرمانشاه امروز بخشی از سخنان مهندس غفوری را در این جلسه که عینا از نوار پیاده شده را چنین أورده است : ((..... بازار را بازار اسلامی کنند . شهرداری بیاید و در چند نقطه شهر بازار نسوان درست کند . مجتمع های تجاری که خانمها با خیال راحت بروند و وسایل مورد نیازشان را که مربوط به قشر نسوان است بخرند. متاسفانه الان خیلی از فروشندگانی که مربوط به لوازم خانمهاست آقایان هستند. در بازار اسلامی باید عکاس زن داشته باشیم ...))
توضیح محله:
طبق این اظهارات، استاندار محترم کرمانشاه نه تنها سخنی بیهوده نگفته اند بلکه حقایق عینی شهر کرمانشاه را بازگو کرده اند.ایرادات شرعی و اسلامی که تا دیروز از دید مدعیان سینه چاک و البته دروغین اصلاحات دیده نمی شود اما اینک همین مسئله توسط نماینده محترم دولت عدالت محور آقای احمدی نژاد مطرح شده و قطعا مورد استقبال مردم متدین کرمانشاه قرار خواهد گرفت.هر چند راقم این سطور قبلا هم این نکته را متذکر شدم که در نوع مطرح کردن این خبر رد پای اصلاح طلبان فرصت طلب به خوبی دیده می شود، اما با افشاگری سایت کرمانشاه امروز -که خود داعیه اصلاح طلبی دارد -این مهم به خوبی مطرح شده است.
ضمنا از مدیریت محترم سایت کرمانشاه امروز که به افشای این مهم پرداختند کمال تشکر صمیمانه را دارم.
محمدحسین صفار هرندی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی چند روز پیش در شهر مشهدمقدس اظهارات مهمی را خطاب به برخی از قلم به مزدان داخلی و نشریات آنها بیان نمود.
به نقل از ایسنا، وزیر ارشادبا اظهار تاسف از اينکه هنوز برخي از ارباب جرايد در حال و هواي پيش از انتخابات بهسر ميبرند، گفت:« اينان بايد بدانند که اين دولت، چه آنها بخواهند يا نخواهند، بر بستر حمايتهاي تودههاي وسيعي از مردم، در مسير خود پيش ميرود. کساني که مانع از انعکاس خدمات دولت به مردم هستند، تا کي ميتوانند دوام بياورند؟! »
او افزود: «متاسفانه بهنظر بعضي از دوستان رسانهيي ما به گواهي آنچه که مينويسند، در کارنامه اين دولت حتا يک عملکرد مثبت هم نيست که هر آنچه مينگارند، طعنه و تعريضي به عملکرد دولت است و اينگونه عملکرد در تاريخ روزنامهنگاري کشور بيسابقه است.»
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با اظهار تاسف از اينکه در عملکرد برخي از رسانههاي امروز نسبت به دولتي که مورد حمايت تودههاي مردمي است، حتي يک عملکرد مثبت ديده نميشود، گفت: «اين زنگ خطري براي خود آن رسانه است؛ نه براي دولت؛ چون حاصل آن نوع عملکرد تاکنون اين بوده که هر چه گذشته، دولت در ميان مردم محبوبيت بيشتري پيدا کرده است. »
محمدحسين صفار هرندي با تاکيد بر اينکه نگران تعميق شکاف بين اصحاب رسانه با جريان اجتماعي هستم، تصريح کرد: «مطبوعات بسيار آزادتر از گذشتههاي خودشان هستند و آنهايي که از جاده انصاف خارج نشدهاند نيز به اين امر معتقدند. »
وي افزود:« بحث تهديد مطبوعات در ميان نيست. اگرچه تضميني نميکنيم که در برخورد با کساني که برخلاف مقررات قانوني عمل ميکنند، دستگاههاي قانوني مثل هيات نظارت بر مطبوعات به وظيفه خودشان عمل نکنند. »
پس از بیان این سخنان وزیر ارشاد،چند مهره سوخته سیاسی که از عناصر فریب خورده داخلی محسوب می شوند به مصاحبه با اربابان خود یعنی رادیو بی بی سی و آمریکا پرداختند وبه این سخنان صریح وزیر ارشاد انتقاد نمودند،و چنان به اظهار فضل پرداختند که گویا افکارعمومی کارنامه ننگین دوران افراطی گری آنها را فراموش کرده اند!و به شیوه ای سخن می گفتند که گویا سخنگوی تام الاختیار تمامی اصحاب قلم و اندیشه ایران اسلامی هستند!
روزنامه اعتماد ملی متعلق به حزب کریمه شیخ اصلاح طلب"کروبی" اخیراً به پایگاهی امن و مامنی امین برای اپوزیسیون داخل و خارج مبدل گردیده و هر شخصی که در دستگاه قضایی پرونده سیاسی و براندازی دارد و خیانت او به وطن برهمگان آشکار است به راحتی می تواند در نشریه حزب اعتماد ملی قلم بزند و هر آنچه که از قلمش بر آید می تواند نثار آرمان های راستین انقلاب اسلامی نماید!
نمونه آن مقاله امروز این روزنامه به قلم "مسعـود بهنـود" است. بخشـی از آنرا بخوانید:« نودولتـان انگـار گمان كردهاند كه تا ابد در آن سوي ميز و حكومت خواهند ماند و هيچ گاه در زمره مردم عادي در نخواهند آمد كه بايد حريم خصوصيشان را در مقابل تعرض حفاظت كرد . . . »
آری این روزنامه متعلق به کسی است که خود را سرباز حضرت امام(ره) قلمداد می کند و اگر در انتخابات رای می آورد قطعا در راس دستگاه اجرایی هم قرار می گرفت!
مصاحبه ام با "اسماعیل ططری"امروز در روزنامه کیهان به چاپ رسیده است. براساس تصمیم شورای سردبیری،خبر این مصاحبه با عکسی از ایشان در تیتر دو صفحه نخست قرار گرفت. چون در صفحه ۵،همین شماره، گزارشی از اینجانب به چاپ رسیده بود،لذا نام مصاحبه کننده این گفتگو درج نگردید.
برای خواندن این گفتگو اینجا را کلیک کنید.
با "اسماعیل ططری" مشاور عالی شیخ مهدی کروبی مصاحبه ای اختصاصی انجام داده ام که فردا در روزنامه کیهان چاپ می شود.
اظهارات صریح و بی پرده او درباره احزاب سیاسی و حزب اعتماد ملی و برخی مسایل سیاسی کشور بسیار جالب و خواندنی است. بخوانید و البته نظر هم بدهید.
چند روز پیش استاندار کرمانشاه در اولین جلسه شورای شهرکرمانشاه اعلام نمود که باید بازاری مجزا جهت خانم ها احداث شود که ورود آقایان در آن ممنوع باشد.
پس از بیان این سخن از سوی نماینده دولت در کرمانشاه، یکی از سایت های خبری این استان به بازتاب جهت دار آن پرداخت و چنین وانمود کرد که گویا استاندار کرمانشاه با تفکری متحجرانه این سخن را بیان نموده است.
پس از آن سایت ضد انقلابی " روز " این موضوع را با قلم یکی از طنز نویسان فراری مقیم بلژیک انعکاس داد و در تهران هم چندروزی است که توسط برخی از شکست خوردگان سیاسی به طنز روز مبدل گردیده است.
اگر بیان اینچنین اظهاراتی از سوی استاندار کرمانشاه صحت دارد باید این مقام مسئول برای تنویر افکار عمومی به شائبه های پیش آمده پاسخی منطقی بدهند و به تمامی جزئیات طرح این بازار و دلایل شکل گیری آن به میدان پاسخگویی بیایند، که با این کار هم به اظهارات بی پایه و اساس معاندین نظام و دنباله های آنها در داخل پاسخ داده خواهد شد،وهم افکار عمومی مردم از چگونگی این طرح و نحوه اجرای دقیق آن مطلع می شوند.
شایعه این خبر با شیوه مغرضانه و جهت دار،هم در ابعاد آبرویی و شخصیتی استاندار کرمانشاه را تحت الشعاع قرارداده و هم برای مجموعه مدیران دولت و نظام چندان مناسب نیست،که در این زمینه سکوت نماینده دولت در کرمانشاه قطعا جفا در حق مردمی است که آقای مهندس غفوری در راس مدیریت اجرایی شهر و دیارشان قرار دارد،واز طرفی بر گستاخی برخی از سایت های خبری ضدانقلاب خارج نشین می افزاید.
اما اگر بیان اینچنین اظهاراتی صحت ندارد باید با افراد دروغ پرداز برخوردی قاطعانه صورت بگیرد.
البته واقعیت غیر از این نیست که بجز شخص استاندار کرمانشاه کسی از صحت و سقم این خبر و جزییات این موضوع با خبر نیست.
پس آقای غفوری این گوی و این میدان،یا علی مدد . . .
اما براستی اگر این مقام مسئول همچنان به سکوت خود ادامه دهد . . .
اميرسپهبدعلی صيادشيرازي فردا برگزار مي شود
مراسم هفتمين سالگرد شهادت امير سپهبد علي صيادشيرازي جانشين رئيس ستادكل نيروهاي مسلح با حضور نمايندگان و مسئولان لشكري و كشوري كاركنان نيروهاي مسلح، خانواده هاي معظم شهيدان و عموم مردم برگزار مي شود.
به گزارش خبرگزاري فارس مراسم هفتمين سالگرد شهادت اين سردار اسلام فردا دوشنبه از ساعت 10 تا 12صبح در مسجد جهاد ستادكل نيروهاي مسلح واقع در خيابان دكتر شريعتي نرسيده به چهارراه شهيد قدوسي خيابان معلم- خيابان شهيدان گوهري جنب چاپخانه ارتش برگزار مي شود.
سپهبد علي صيادشيرازي 7 سال پيش هنگامي كه خانه را به محل كار خود ترك مي كرد توسط منافقين ترور شد و به شهادت رسيد.
در همين رابطه سرلشكر فيروزآبادي طي اطلاعيه اي از امت حزب الله، مسئولان كشوري، لشكري و رزمندگان هشت سال دفاع مقدس دعوت كرد تا در هفتمين مراسم سالروز شهادت اميرسپهبد شهيد علي صيادشيرازي شركت كنند.
رئيس ستاد كل نيروهاي مسلح در اين اطلاعيه آورده است: 21 فررودين ماه سالگرد عروج عاشقانه دلاور مرد جبهه هاي ايثار و مقاومت و فرمانده رشيد ارتش اسلام، الگو و اسوه فرماندهان، امير سپهبد شهيد علي صيادشيرازي است كه در مكتب سرخ سيدالشهداء حضرت اباعبدالله الحسين پرورش يافت و عمر شريفش را در راه اشاعه فرهنگ متعالي و انسان ساز اسلام عزيز و حراست از دستاوردهاي انقلاب اسلامي با عشق به ولايت و رهبري و با روحيه بسيجي صرف نمود و به سفارش صدام لعين به دست منافقين كوردل و مزدور به شهادت رسيد و در جوار معبود و اولياء الله ماوي گزيد.
سالروز شهادت سيد شهيدان اهل قلم سيد مرتضي آويني را به همه همسنگران و عاشقان شهادت تبريك و تسليت عرض مي نماييم .
از كلام سيد :
* حقايق باقي هستند . شهيدان زنده هستند و من و تو مرده ايم. شهدا صدق و استقامت خويش را در آن عهد ازلي كه با خدا بسته اند ، اثبات كردند . كاش ما در خيل عظيم منتظران شهادت باشيم.
* چه جنگ باشد و چه نباشد ، راه من و تو از كربلا مي گذرد . راه جهاد اصغر بسته شد ، باب جهاد اكبر كه بسته نيست .
* بسيجي عاشق كربلاست . و كربلا را تو مپندار كه شهري است در ميان شهرها و نامي در ميان نامها. نه ! كربلا حرم حق است و هيچكس را جز ياران امام حسين (ع) راهي به سوي حقيقت نيست.
منبع : وبلاگ انصارالشهدا
مدتی است که روزنامه غربگرای شرق! به درج مقاله هایی از افراد ممنوع القلم و بعضا معلوم الحال مبادرت می کند و بر اساس یک برنامه از پیش طراحی شده در صدد میدان دادن به برخی عناصرقلم به مزد فراری است و با یاد آوری دوران تساهل و تسامح تریبون آزاد و مستقیم برخی افراد گردیده است.
گردانندگان این روزنامه غربگرا که اداعای روشنفکری آنها گوش فلک را کر می کند و هواداری آنها از روشنفکران ضد دین بر همگان واضح و مبرهن است، به دنبال چه هدف روشنفکری! دیگری می گردند و از کدام مواضع غیرقانونی دفاع می کنند،خدا می داند!
یکی از همین عناصر فراری ضد انقلاب جناب " مسعود بهنود " است که روزنامه شرق حداقل ماهی یکی دو مطلب از او کار می کند و اگر مقاله ای هم از او پیدا نکنند، حداقل با این روزنامه نگار معاند نظام مصاحبه های صوری و رویایی تدارک می بیند و به عرض خوانندگان خود می رساند، به شکلی که در اغلب ویژه نامه های این روزنامه حتما مطلبی از بهنود را خواهید دید.
این روزنامه در شماره روز چهارشنبه-۱۶ فروردین ماه- نیز با چاپ یک مصاحبه رویایی به درج دیدگاه های روشنگرانه این عنصر معلوم الحال پرداخته بود.
در این زمینه باز هم سخن خواهیم گفت.
گزارش روز کیهان از استان کردستان در چهارشماره پی در پی
شنـبـه 19 فــروردین ، یـکشنبـه 20 فروردین
دوشنبه 21 فروردین ، سه شنبه 22 فروردین
گزارش از ایرج نظافتی
گزارش زیبای تصویری از رودخانه سیروان در سایت "سیروان" قرار دارد.
برای دیدن این عکس ها اینجا را کلیک کنید.
"خبرگزاری فارس" گزارش زیبای تصویری از شهر تاریخی بوکان -در غرب کشور -را در این سایت قرارداده است.
برای دیدن این تصاویر اینجا را کلیک کنید.
استاد توفیق رفیعی، گزارش زیبای تصویری از مراسم عروسی در "لیلاخ"-در استان کردستان - را در سایت سیروان قرار داده است.
برای دیدن این عکس ها اینجا را کلیک کنید.
عيدتان مبارك .... [خبرنگاران!]*
روز اول عید نوروز در کرمانشاه بودم که به یاد آن قدیم ندیم ها که کاک توفیق رفیعی محوریت سیروان را داشت آخرین شماره این نشریه را از یکی از دکه های مطبوعاتی تهیه کردم.
سیروان در دور انتشار جدید خود خط اعتدال را برگزیده، یعنی در صفحات آن شاهد چاپ بیانات تند از برخی چهره های سیاسی نبودم، اما خداوکیلی جای خالی کاک توفیق و قلم توانای او بر تارک این نشریه به خوبی مشهود است. . . بگذریم.
در میان صفحات آن،مطلبی تحت عنوان «عیدتان مبارک . . . .[خبرنگاران!]از خانم"هاجر صفابخش" توجهم را جلب کردو با توجه به اینکه برای اولین بار نام این خانم روزنامه نگار را می دیدم اما قلم توانا،رسا و کوبنده او مرا به تامل واداشت . . . و خلاصه حیفم آمد آنرا برایتان در این وبلاگ نگذارم.
بخوانید و البته نظر هم بدهید:
اول صبح است، هنوز صبحانه نخورده، همراه با قل قل چاي اش بايد روزنامه صبح روي ميزش باشد. صفحاتش را همراه با بخار چاي و تكه هاي كوچك نان و پنير نگاه مي كند، خيلي ها هم صبحانه چيزهاي بهتري از نان و پنير ميل مي كنند، اما همين روزنامه را ورق مي زنند، كلماتش را از جلوي چشم مي گذرانند، روي ميز پرت مي كنند و مي روند. خيلي ها هم صحفه حوادث و سياسي و اجتماعي را با ولع خاصي دنبال مي كنند تا وقتي در جمع دوستان در اداره و مغازه و يا هر جاي ديگر هستند مطالبي براي گفتگو داشته باشند و كلاسي هم بگيرند كه فلان نشريه را ورق مي زنند.
صفحات فرهنگي را مقطعي دنبال مي كنند، اما صفحات ورزشي تقريبا با توجه به جو جامعه فوتبال دوست ما هميشه در بورس است.
اما آيا تا به حال به آن اسمي كه گوشه مطلب با سايه خفيف و با احتياط نوشته شده است، دقت كرده ايم؟ نويسنده مطلب، درست است. اين همان گزارشگر و روزنامه نگار اين كلمات است.
در صفحه حوادث رخدادهاي ساعت هاي مختلف از نظرشان دور نيست. «ساعت يك شب اعضاي يك خانواده بر اثر نشت گاز فوت كردند»، «ساعت ۱۴/۵ صبح زلزله در بم»، «ساعت شش صبح زلزله در خراسان»، «تصادف هاي خيابان هاي شهر در ساعت هاي مختلف»، «قطع درختان توسط شهردار ...»، «ايجاد چاله و چوله هاي خيابان توسط ادارات ....»، «جلسات سياستمداران در ساعت يك ظهر»، «اخبار روزانه ساعت دو ظهر»،«جلسات مهم ساعت پنج عصر»،«گزارش از پشت درب ماندن مراجعين ادارات »، «همايش هاي علمي ساعت ده شب»، «اختلاس و تختلف كاركنان»، «عوض شدن فلان استاندار ساعت 12 شب»، «ترقه بازي هاي پرخطر و كشته و زخمي دار ساعت هاي مختلف ...»، «فرياد هويت كردي در سرزمين شيرين و فرهاد»، «حقوق كردها و اهل سنت در اتوبوس ايرانيان» و ....
سر ساعت همه چيز بايد آماده باشد، همه چيز بايد زير ذره بينشان باشد. درست مثل يك رايانه دقيق و سرساعت. به روز، به لحظه؛ يك دقيقه ديرتر بجنبي تمام، خبر سوخته است خبر ديگر به درد نمي خورد ... به قول آن استاد، قلم شب و روز ندارد.
. . . . . . . . . . .
راستي مگر روزنامه نگاران شب و روز ندارند ...؟! شايد انسان هاي كوكي اند. كوكشان فقط براي خبرگيري ونوشتن كار مي كند و بس! شايد ساعت خواب و استراحتشان كوك ندارد كه ندارد! اصلا مگر كسي پشت پنجره اي منتظر آنها نيست كه برگردند و او در ميان آنها اندكي از ساعتهايش را بگذارند؟! چرا، هست ولي آنها پي گير تر از اين حرفهايند. سفره هفت سين و عيد و تعطيل و مسافرت براي آنها فرقي ندارد. خبر كه تعطيلي ندارد. مداد و كاغذ هم كه همه جا هست پس بسم الله ... اين گوي و اين ميدان.
راستي در برابر اين همه زحمت چه تسهيلاتي براي آنها وجود دارد؟ كدام مسئول مي داند و توجه مي كند كه روزنامه نگاري دومين شغل سخت جهان است و روحيه اي به فراخي جهان مي خواهد؟! چه كسي دقت مي كند كه چهره اكثر روزنامه نگاران موفق پر از رنج است؟! رنج نابهنجاري هايي كه در جامعه ديده اند و موظف بوده اند بنگارند و گاها نتوانسته اند به نگارش درآوردند ودر دفينه سينه مدفون كرده اند. اين رازها در سينه ها تدوين شده و صاحبان آن رازها و سرها با خود دارند، براستي آيا كسي توجه مي كند؟
راستي مي دانيد كه خبرنگاران نه براي تعطيلات نوروز، بلكه براي گزارش از تعطيلات نوروز محل كار خود را ترك كرده اند؟! روزنامه نگاري كه ساعت پنج عصر به جلسه اي رفته و بعد از پايان تا ساعت ها از شب گذشته مشغول تنظيم و پي گيري دقيق مطلب است، براي اينكه ساعت هشت صبح روي پيشخوان دكه هاي مطبوعاتي باشد، ارزش مادي اش چند است؟ يك لبخند و يا رضايت خواننده يا ...
پس با يك لبخند دور از لبه تيغ سياست مسئولين عيدتان مبارك!
* ضمنا همین مطلب را برای اولین بار دوست عزیز جناب آقای فیض الله پیری هم در وبلاگ قصر فرهاد آورده است.
برای دیدن این وبلاگ اینجا را کلیک کنید.




