ماندگاران مانا
- پس از آن که کیسه کشیدنمان تمام می شد،نوبت من می رسیدکه بابام را کیسه بکشم،چون پسربزرگتر بودم.درحالی که او را کیسه می کشیدم،مرتب می گفت:« سفت بکش!سفت تر، مگر نان نخورده ای،ای مجنون لاغر؟!»
تمام زورم را می زدم ولی باز بابام راضی نبود.
- از یارو بمال!
چندنفری که دور و برمان نشسته بودند،ناگهان ساکت می شدند و رو به ما می کردند.می خواستند بفهمند « یارو »چیست؟ یارو دیگر چه معجونی است! اما،یارو،روشور [سفیدآب]بود.
- از یارو بمال مگر کری!سفت تر! ای شیربرنج سرد!
برگرفته از کتاب « آبشوران » اثر استاد علی اشرف درویشیان

این نويسنده معاصرکرمانشاهی به علت سکته مغزی همینک در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان ایرانمهر تهران بستری است.
برای سلامتی وجود نازنینشان دعا می کنیم.
آسیب شناسی حمایت از حقوق مولفان و مصنفان
سه شماره گزارش روز کیهان درباره حقوق مولفان و مصنفان:
سه شنبه ۱۸ اردیبهشت،چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت
ایرج نظافتی
قرین بیستون،همسنگ فرهاد
« ایـرج نـظافـتـی »
منبع : کیهان فرهنگی
به راه عشق سرها داده بر باد
قرین بیستون،همسنگ فرهاد
زکرمانشاهیان یاد اینچنین باد
اگر کرمانشاهی باشید و این سروده زیبا از استاد بهزاد کرمانشاهی را بخوانید بدون شک به خود می بالید از اینکه فرزندی از فرزندان ایران زمین در دیار همیشه سربلند کرمانشاه هستید.
خبر درگذشت "استاد یدالله بهزاد کرمانشاهی" در پنجم فروردین ماه و آغاز بهار ۱۳۸۶ جامعه ادبی ایران اسلامی را در بهت و حیرت فروبرد. این خبر برای اولین بار به صورت پیام های کوتاه در تلفن های همراه اهالی شعر و ادب رد وبدل شد و سپس برروی خروجی خبرگزاری ها قرار گرفت و درهمان شب از شبکه های سراسری صدا و سیما اعلام گردید و دوستداران عرصه شعر وادب پارسی ٬ به خصوص کسانی که با این شاعر فقید در ارتباط بودند سوگوار این مصیبت شدند .
با توجه به روند «کیهان فرهنگی » که به دنبال پیدا کردن راهی بود تا بتوان با این شاعر گرانقدر گفت وگویی داشته باشیم ٬ متاسفانه اجل بدو مهلت نداد. بر این اساس گزارشی شتابزده٬ تهیه کرده ایم که در آن برخی از چهره های برجسته ادبی کشورمان به نقش و جایگاه استاد بهزاد کرمانشاهی در عرصه ادب پارسی و ذکر خاطراتی از آن شاعر فقید پرداخته اند.
در این شماره مجله "کیهان فرهنگی" اظهارات بزرگانی همچون مشفق کاشانی ، شهرام ناظری ، موسوی گرمارودی ، حمیدسبزواری ، میرجلال الدین کزازی ، بهداروند ، بیژن ارژن ، محبت ، قزوه و . . . را درباره شخصیت استاد بهزاد بخوانید.
* * *
مشفق کاشانی : کرمانشاه شاعران قوی و بسیار خوبی دارد،مرحوم آقای بهزاد استاد همه ما بودند.
حمیدسبزواری : حقیقتا جامعه ادبی ما سوگوار استاد بهزاد است.
شهرام ناظری : استادبهزاد نقش مهمی در شکل گیری شخصیت هنری ام داشت.
موسوی گرمارودی : درگذشت استادبهزادکرمانشاهی یک ضایعه جبران ناپذیر برای شعر و ادب ایران زمین است.
ادامه مطلب را بخوانید
ادامه مطلب
فرافكني هاي زنجيره اي
اگر به تيتر ومقالات منتشره در برخي از روزنامه هاي زنجيره اي داخلي درباره طرح «امنيت اجتماعي با رويكرد امنيت اخلاقي» نيروي انتظامي نگاهي گذرا داشته باشيد به اين نتيجه مي رسيد كه گردانندگان و قلم به دستان اين نشريات بااجراي طرح مذكور مخالفتي آشكار و صريح دارند و به نوعي در مقالات متعدد خود با زير سؤال بردن دولت و دستگاه انتظامي، اجراي اين طرح و خصوصاً موضوع حجاب را ورود به حريم خصوصي افراد مي پندارند.
از آنطرف هم شبكه هاي ماهواره اي دشمن و سايت ها و وبلاگ هاي معاند نظام نيز با دميدن در شيپور تبليغاتي خود، اين اقدام نيروي انتظامي را مخالف آزادي هاي انساني مي خوانند.
گرچه مسئله بدحجابي در كشورمان از طريق همين شبكه هاي ماهواره اي و ابزارهاي رسانه اي غرب و به صورت گسترده تبليغ شد و بر روي بخشي از نسل امروز تأثيرات منفي گذاشت و مخالفت امروز آنها در برخورد با موضوع بدحجابي جاي هيچگونه شك و شائبه اي ندارد، اما نكته مهم و اساسي اينجاست كه برخي مدعيان اصلاح طلب و نشريات زنجيره اي وابسته به آنها كدام منافع خود را در وجود بي حجابي و بي بندوباري زنان و دختران كشورمان مي بينند كه آشكارا در رسانه هاي تحت مديريتشان عليه مجريان طرح امنيت اخلاقي موضع مي گيرند.
ادامه مطلب
استمرار طرح "امنیت اخلاقی "
چهار شماره گزارش روز کیهان درباره طرح امنیت اخلاقی نیروی انتظامی:
پنجشنبه۶ اردیبهشت ، شـنـبـه ۸ اردیبـهشت
یکشنبه ۹ اردیبهشت ، دوشنبه ۱۰ اردیبهشت
ایرج نظافتی
رضاخان كه از افشاگري هاي شهيد مدرس به تنگ آمده و آبروي نداشته خود را برباد رفته مي ديد براي او پيغام فرستاد كه «پا روي دم من مگذار» و شهيد مدرس در پاسخ گفت؛ به رضاخان بگوئيد محدوده دم خود را مشخص كند چون من هرجا كه پا مي گذارم دم اوست و فريادش به آسمان بلند مي شود.
در پي افشاگري هاي مستند كيهان درباره هويت واقعي برخي از دست اندركاران حزب و روزنامه اعتماد ملي و پاسخ هاي بي سروته اين روزنامه كه هر بار با افشاي اسناد ديگري عليه آنها روبرو مي شد، جناب آقاي كروبي از روزنامه تحت مسئوليت خود خواست كه به اين چالش خاتمه دهند و كيهان نيز به احترام آقاي كروبي و با اطلاع از اينكه ايشان در چنبره چه افرادي گرفتار شده اند از ادامه افشاگري هاي مستند خود چشم پوشي كرد اما . . .
ادامه مطلب
تجربه دو دهه اخير نشان مي دهد مدعيان «پلوراليزم رسانه اي» و حاميان منش و روش «ليبرال» كه با شعارهاي «جرهت دانستن داشته باش» و «دانستن حق مردم است» پا در مباحثات و منازعات فكري-رسانه اي نهاده اند، چنان ظرف فكري و ظرفيت اندك دارند كه وقتي استدلالي محكم در برابر كاركردهاي انحرافي شان اقامه مي شود، چنان برمي آشوبند كه شعارهاي فريب كارانه پيشين خود را فراموش مي كنند و بي آنكه بخواهند چهره واقعي خود را به نمايش مي گذارند و اين حال و روز كنوني حزب اعتماد ملي و اكثريت جبهه مدعيان اصلاحات است كه كيهان افشاي آن را براي افكارعمومي ضروري مي دانست.
ادامه مطلب
مـا می توانـیـم!
ایرج نظافتی
منبع : روزنامه کیهان
هنوزصداي رعدآساي هواپيماهاي بعثي عراق را احساس مي كند كه چگونه ناجوانمردانه شهر سردشت را بمباران كردند و در همانجا به درجه جانبازي نايل آمد.
هنوز تركش هاي برجاي مانده بر بدنش درعمليات آزادسازي خرمشهر او را آزار مي دهد و هنوز تاول هاي شيميايي بدنش دمار از روزگارش درآورده است.
او از سرداران جنگ تحميلي، جانباز 70 درصد شميايي است. يكي از همين روزها به اتفاق همسرش به پزشك معالجش مراجعه مي كند. در ميانه راه خيابان هاي شهر را مي نگرد، دختراني با مانتوهاي تنگ، كوتاه، چسبان و بدن نما، روسري هاي نازك، آرايش هاي زننده و قيافه هاي مشمئزكننده.... نگاهي هم به پيشخوان يكي از دكه هاي مطبوعاتي مي اندازد و چند تيتر از نشريات زرد را مي خواند؛ فلان بازيگر زن سينماي ايران: هنوز ازدواج نكرده ام! هفت دختر در خانه شيطان، در خانه سياه چه گذشت، 100 ساعت فيلم فساد از خانم... درهمين حين صدايي او را متوجه خود مي كند كه آهسته مي گويد: فيلم هاي قديمي، غيرمجاز، مجردي و... بي اختيار اشك در چشمانش حلقه مي زند و به همسرش مي گويد: عاطفه! اينجا كجاست! عاطفه بگو كه اينجا تهران نيست، بگو اينجا ايران نيست.
همچنان كه اشك پهناي صورتش را خيس كرده و بغضي نفس گير گلويش را مي فشرد و با سخناني بريده بريده خطاب به همسرش مي گويد: آن ارزشهايي كه به خاطرش ايستادگي كرديم، هزاران شهيد، جانباز و آزاده را نثار انقلاب نموديم، كجاست!؟ اصلا چرا انقلاب كرديم و به دنبال چه هدفي بوديم؟ كجايند مردان بي ادعاي دهه 60 كه براي حفظ آرمان هاي انقلاب اسلامي عاشقانه دل به درياي شهادت سپردند، و امروز اما ياد و نام و اهداف عاليه آن عزيزان در غربتي غريبانه و در لابه لاي هياهوي تهاجم فرهنگي غرب گم شده است.
سردار جنگ تحميلي با تأثري تأسف بار همچنان كه خيابان هاي پر از ازدحام شهر را مي نگرد، معتقد است كه امروز هم جنگ تمام نشده، بلكه فرم و تركيب آن تغيير يافته، امروز هم در خط مقدم جنگي تمام عيار با نمادهاي ضدارزشي و غيرقابل دفاع غرب هستيم.
امروز هم به مردان بي ادعا نياز داريم، تا مبارزه اي جانانه با تهاجم فرهنگي و شكل جديد آن يعني «ناتوي فرهنگي» داشته باشد. بايد فكر و ذهن جواناني را كه چندسالي است به دليل كوتاهي مسئولان - خصوصا مسئولان فرهنگي- تحت تأثير شبكه هاي ماهواره اي دشمن قرارگرفته و ايراني- اسلامي بودن خود را فراموش كرده اند را از هرگونه ناامني اخلاقي پاك كنيم.
ما مي توانيم، همچنان كه در جنگ تحميلي پيروز آن ميدان بوديم، امروز نيز با فرهنگسازي صحيح و اصولي پيروز اين ميدان هم باشيم. . .

