سفرهای تابستانی در پیچ و خم مشکلات
سه شماره گزارش روز کیهان درباره مسافرت در ایام تابستان
چهارشنبه ۳۰ خرداد - پنجشنبه ۳۱ خرداد - شنبه ۲ تیر
قسمت هایی از این گزارش را بخوانید:
بارسفر را مي بندي و به همراه عيال و فرزندان دل به جاده اي مي سپاري كه انتهاي آن پيدا نيست.
ازفشار مشكلات روزمره زندگي و هياهو خسته شده و به دنبال فضاي سبز و بكري در دل طبيعت مي گردي تا روح و روانت را به دستش بسپاري...
مقصد سفر را تعيين مي كنيد، شمال، جنوب، غرب يا شرق ايران، البته مهمتر حساب دخل و خرج ها است كه اين اجازه را نمي دهد تا با خيالي آسوده سفري بي دغدغه داشته باشيد.
اما اگر در كنار دغدغه هاي مالي و هزينه هاي سنگين مسافرت، بي اطلاعي از ديدني ها و جاذبه هاي شهري و نداشتن اطلاعات لازم از شرايط آب و هوايي و امكانات رفاهي و تفريحي درمقصد موردنظر را هم اضافه كنيد آنوقت است كه رفتن به يك مسافرت با خيالي راحت دشوارتر به نظر مي رسد.
ايران يكي از كشورهاي پرجاذبه محسوب مي شود كه در عين حال چهار فصل را در خود جاي داده است، اما به راستي چه موانعي بر سر راه مسافرت هاي بين شهري براي هموطنان وجود دارد، و به چه دليل بسياري از خانواده هاي ايراني امكان مسافرت به شهرهاي توريستي و زيارتي و سياحتي برايشان فراهم نيست و راهكارهاي هموارسازي جاده هاي پرخاطره و درعين حال پرمخاطره سفر درايران چيست؟
همراه ما دراين سلسله گزارش ها باشيد.
پس از پايان مسئوليت!
ايرج نظافتي - منبع: روزنامه کیهان
عبدالله رمضان زاده، سخنگوي دولت سابق، روز يكشنبه گذشته در صفحه دوم روزنامه «هم ميهن» در يادداشت «كردستان پاره تن ايران است» به ذكر مشكلات موجود در استان كردستان پرداخت و به گونه اي كوشيد تا از اين رهگذر سوژه اي ناب عليه دولت كنوني دست و پا كند. در اين باره ذكر نكاتي لازم و ضروري به نظر مي رسد:
۱- رمضان زاده در بخشي از اين يادداشت آورده است: «قصه كنارگذاشتن بسياري از نيروهاي توانمند بومي امري غيرطبيعي نبود كه از دولت نهم بيش از اين انتظار نمي رفت و از قبل پيش بيني شده بود.»
ادعاي ايشان در حالي صورت مي گيرد كه به گواه آمارهاي مستند و مستدل در وزارت كشور، دولت كنوني در مقايسه با دولت مدعي اصلاحات كمترين تغيير و تحول در كادر كارشناسي و مديريتي كشور را داشته است. مطابق آمارهاي موجود دولت قبلي فقط در فاصله 6 ماهه بعد از روي كارآمدن، نزديك به 15 هزار نفر از مديران و كارشناسان كشور را تغيير داده و جاي آنان را به افرادي كه بعضاً كم تجربه بوده و دليل اصلي انتصابشان وابستگي حزبي و جناحي بود سپردند.
آمار فوق مصداق تغيير و تحولات گسترده مي باشد اين درحالي است كه در ماههاي بعد نيز تغيير مديران در دولت گذشته ادامه پيدا كرد و مجلس پنجم با استناد به آن و موارد ديگر وزير كشور خاتمي (عبداله نوري) را استيضاح نمود.اين در حالي است كه آمارهاي موجود دولت كنوني طي مدت بيش از 2سال حضورش در عرصه اجرايي كشور حدود سه هزار مدير را تغيير داده است.
۲- رمضان زاده در بخش ديگري از اين يادداشت مي نويسد: اينكه استاندار محترم [كردستان]خارج از حدود و اختيارات خود مدير دستگاهي را عزل كند و او نيز با الفاظي خاص پاسخ دهد، امري غريب نيست و نوعي تأسي به رئيس دولت نهم در اين گونه رفتارهاست.»
بد نيست كه رمضان زاده به حافظه خود مراجعه كند تا دريابد نمايندگان مجلس پنجم به تغيير و تحولات غيركارشناسي دولت اول خاتمي اعتراض داشتند و دوستان هم حزبي رمضان زاده با صراحت پاسخ مي دادند هر كس كه به آقاي خاتمي رأي نداده نبايد در هيچ نقطه اي از دولت او حضور داشته باشد!
۳- رمضان زاده به سهميه بندي نان و بنزين در كردستان اشاره كرد و اين موارد را ناشي از نگاه تبعيض آميز دولت به كردستان و اهل سنت خوانده است.
در اين باره نيز بايد گفت كه سهميه بندي نان در كردستان از آن دروغ هاي شاخ دار است، چرا كه سهميه بندي نان در كردستان به هيچ عنوان صحت ندارد جا دارد مسئولان مربوطه منبع خبري استاندار اسبق كردستان را از رمضان زاده جويا شوند. اما سهميه بندي بنزين در شهرهاي مرزي استان كردستان و شهر سنندج بنا به دليل وجود قاچاق بي رويه سوخت صورت گرفته و اين اقدام بدون شك در راستاي دفاع از منافع ملي و مبارزه با قاچاق سوخت بوده و هيچگاه براساس نگاه تبعيض آميز حاكميت به كردستان نبوده و نيست.
۴- رمضان زاده در ادامه رنج نامه اش، به ريختن اشك تمساح براي مردم كرد پرداخته و مي نويسد: «سال هاست كه نزد مردم كردستان اين ذهنيت شكل گرفته است كه مركزنشينان با آنان رفتاري تبعيض آميز دارند». جداي از اينكه چنين ادعاي دروغي آثار امنيتي دارد و در عرف ملي تحريك كننده به حساب مي آيد مي توان از وي پرسيد شما كه هشت سال تمامي مناصب دولتي و زيروبم كردستان را در اختيار داشتيد و حسابي ميدان جولان دهي شما و احزاب و گروه ها و نشريات همفكرتان باز بود، چرا- حداقل- در اين مدت كاري نكرديد كه اين ذهنيت- ادعايي- اصلاح گردد؟!
اما اين ادعا واقعيت ندارد البته بي راه نيست اگر بگوئيم مردم كردستان نيز مثل مردم ساير استانهاي كشور دل خوشي از مدعياني كه فرياد مردم محوري مي دادند ولي به دردهاي واقعي مردم بي اعتنا بودند، ندارند.
دیدگاهی نو در "دیدگاه"
امروز که مثل هرروز در فضای مجازی در حال گشت و گذار بودم ناگهان گذرم به وبلاگ یکی از دوستان کیهانی افتاد.
وبلاگ دیدگاه از جناب آقای "سعدالله زارعی" عضو شورای سردبیری کیهان.
حاج آقا زارعی از انسانهای متواضع و متدین و از تحلیل گران توانمند مسایل سیاسی و از سرمقاله نویسان روزنامه کیهان است.
حتما به وبلاگ ایشان سر بزنید،اینم آدرسش :
اندیشه های نو در گیر و دار مشکلات و نارسایی ها
تکیه بر عصای جوانی
دو شماره گزارش روز کیهان درباره جامعه جوان ایران،خلاقیت ها و مشکلات پیش رو
شنبه ۱۹ خرداد و یکشنبه ۲۰ خرداد
--------------------------------------------------
يه نردبون ميارم، ماه رو برمي دارم، جاشوچشات مي زارم؛
بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم
داغ عشق را شرحي نبود و نيست شرح
عشق را زير باران بايد جست
يك اتاق نيمه تاريك و بهم ريخته كه از در و ديوارش اشعار عاشقانه مي بارد با يك دستگاه ويديوسي دي و تلويزيون و انواع فيلم ها و نوارهاي موسيقي مجاز و غيرمجاز و مبتذل، همراه با زيرسيگاري كه مدت هاست از بار محتوياتش شانه خالي نكرده، كنار پنجره اين اتاق نيز كتابخانه كوچكي وجود دارد كه كتاب هاي صادق هدايت، كارو، بودا چه مي گويد و... به چشم مي خورد.
اتاقي كوچك كه نااميدي هاي بزرگي را در درون خود جاي داده و گويي هيچگونه تكاپو و اميد به زندگي و زنده ماندن در درون اين كلبه كوچك تنهايي راهي ندارد، هرچه هست و نيست پوچي و پوچ گرايي است و بس.
اين همان دنياي ناكجا آبادي جواني است كه دشمنان ايران اسلامي سال هاي سال است كه برايش تدارك ديده اند، دنيايي سوت و كور كه حتي يك روزنه اميد در آن به چشم نمي خورد.
اما اين همه واقعيت نيست، چرا كه امروز جامعه جوان كشورمان جامعه اي با ايمان، پرنشاط و سرشار از اميد، با استعداد و داراي اعتمادبه نفس و خلاقيت بالايي است. دستاوردهاي عظيم علمي، اقتصادي، نظامي و... كشورمان گواهي صادق بر اين مدعا است. امروز حساب معدود جواناني كه بنا به دلايلي فريب فرهنگ غيرقابل دفاع غرب را خورده اند با ساير جوانان پرشور و نشاط، خلاق و مبتكر كاملا جداست.
ادامه این گزارش را در کیهان امروز بخوانید.
سـرود،موسیـقـی و انقـلاب
در گفتگو با
استاد محمد بیگلری پور
در تازه ترین شماره مجله "کیهان فرهنگی"
در شماره اخیر "کیهان فرهنگی" با هنرمندی به گفت وگو نشسته ایم که در عرصه هنر و موسیقی ملی ایران سری پرشور و دلی عاشق دارد٬ و همین عشق و شیدایی سبب گردیده تا فعالیتش در عرصه تولید٬ تنظیم و خلق «موسیقی فاخر» به بیش از نیم قرن استمراریابد.
استاد محمدبیگلری پور٬ با ۶۲ سال سن و خلق ۱۲۰۰ اثر موسیقایی در حوزه سرود و آهنگ های انقلابی ٬ امروز به یکی از قوی ترین و فعال ترین چهره های موسیقایی در خدمت انقلاب اسلامی مبدل گردیده که شاخص ترین اثرش سرود ملی «جمهوری اسلامی » است .
گفت و گوی ما با استاد بیگلری پور از توفیق حضور جناب دکتر مهدی کلهر - مشاور رسانه ای رئیس جمهور - نیز بهره ور شده و همین امر بر غنای بحث افزوده است . وی نکات ناب و نغزی را در باب موسیقی کشورمان یادآورشده که برای اهل هنر مغتنم است .
استاد بیگلری پور نیز در این گفت وگو ٬ خاطرات جالبی از زندگی هنری خویش و همچنین از تاریخچه ساخت نخستین سرود جمهوری اسلامی ایران برایمان بازگفته که شنیدنی است .
این مصاحبه را در مجله "کیهان فرهنگی" بخوانید.
خـتــم مـنـاظــره!
یکی از دوستان روزنامه نگار کیهانی ما که نخواست نامش عنوان شود درباره مناظره پیش آمده در این وبلاگ درباره آقای علی اشرف درویشیان مطالبی را مطرح کرده اند که به عنوان " ختم مناظره " به حضورتان تقدیم می شود.
--------------------------------------------
خدمت دوستان عزیزم آقایان نظافتی،دژاکام،آهنگر نژاد و سایر بزرگوارانی که به نوعی به اظهار نظر درباره درویشیان پرداختند عرض سلام و ادب و ارادت دارم.
لازم میدانم درباره شخصیت مورد مناظره « علی اشرف درویشیان » مطالبی را به عرض عزیزان برسانم:
۱-آقایان درویشیان ،دولت آبادی و رضا براهنی از تفکرات کاملا غیر اسلامی - شما بخوانید ضد اسلامی - برخوردارند و به دلیل داشتن عقاید مارکسیستی، خود مقلدپوچ گرایی مطلق بوده و هستند،که همین عقاید و دیدگاه در آثارشان به خوبی پیداست، و صد البته آثار قلمی این عناصر ضدانقلاب در دوران تساهل پرور مدعیان اصلاحات ودر سایه حمایت های بی دریغ وزیر معشوقه پرور ارشاد!! جناب عطا خان مهاجرانی جانی تازه گرفت و بدون کمترین نظارتی به خورد ذهن و فکر جوانان ایران اسلامی داده شد.
به عنوان مثال همین آقای درویشیان - که آقای نظافتی دوست عزیز کیهانی ما بنا به دلایلی به او پرداخته است - در کتاب " سالهای ابری " به رابطه نامشروع مادر شخصیت اول داستان با بقال محله اشاره می کند،آقای درویشیان پس از چاپ همین کتاب با افتخار تمام خودش را شخصیت اول داستانش اعلام می کند! و در مصاحبه های متعدد با نشریات زنجیره ای داخل و رادیو های بیگانه می گوید که این کتاب شرح زندگانی خودش در کرمانشاه است!!
۲- نشان دادن چهره ای زشت و غیر اسلامی و چه بسا ضداسلامی از زنان و مردان کرد - خصوصا در کرمانشاه - در داستان های درویشیان خود دلیلی واضح بر غیر اسلامی بودن تفکرات ایشان است،وگرنه چه لزومی دارد که رکیک ترین لغات زشت و مستهجن را به نقل از یک زن کرد مسلمان کرمانشاهی و مبتذل ترین کلمات غیر انسانی را به نقل از یک مرد ساده دل روستایی در داستانهایش بیاورد و به راستی این نویسنده به دنبال چه هدفی می گردد؟!
۳- درویشیان به استناد مصاحبه هایش با نشریات زنجیره ای دوران اصلاحات، درباره مظلومیت مردم فلسطین نظر صهیونیستی دارد و چون دلش برای میتینگ ها و کنفرانس ها و جلسات سخنرانی در محافل ضد انقلاب خارج نشین تنگ شده است به لابی صهیونست چراغ سبز نشان می دهد تا بتواند از این رهگذر نظر دشمنان ایران اسلامی را به خود جلب کند و او را به چنین مراسمی در خارج از کشور دعوت کنند،حضور درویشیان در استکهلم سوئد و چند شهر اروپایی با حمایت های پنهان و آشکار لابی صهیونست صورت گرفته است.
۴- آقای درویشیان روزگاری پای سفره حزب توده می نشست و روزگار دیگر با چریک های فدایی فالوده می خورد و در روزگار ما با عناصر ضد انقلاب هم آوا و همصدا بود و بارها و بارها علیه نظام جمهوری اسلامی که ثمره خون پاک هزاران هزار شهید گرانقدر و برآمده از خواست و اراده مردم اسلامی ایران است، سخنرانی و مصاحبه کرد وپای هرنامه ای که بوی ضدیت با انقلاب اسلامی از آن می تراوید را امضا نمود.عضویت نامبرده در "کانون نویسندگان" استدلال محکمی بر این عرایض است.
۵- درباره توانایی های قلمی آقای درویشیان باید عرض کنم که ایشان در داستان های کوتاه موفق بوده اما در شخصیت پردازی داستانهای بلند چندان توفیقی نداشته است.- یعنی هم حق با آقای نظافتی است و هم حق با آقای دژاکام - در داستان های کوتاه تصویرسازی های خوب و قویی ارائه نموده اما بعضی وقتها می خواهد مثل صادق هدایت کلمات و جملاتی را به خواننده تحمیل کند،تخریب چهره زن و مرد مسلمان کرد با ادای کلمات زشت و غیر اخلاقی در داستانهای درویشیان نمونه بارز این مدعاست.
۶- بهترین نقدی که درباره آثار درویشیان وجود دارد کتابی است تحت عنوان "نقدآثار درویشیان" اثر آقای جعفرکازرونی - از نویسندگان و محققان همشهری آقای درویشیان- البته در سالهای گذشته نقدهای دیگری از گروه های چپ به آثار ایشان منتشر شد.
۷- و اما از برادر بزرگوارم جناب آقای نظافتی و دیگر دوستان عزیزی که صمیمانه و دلسوزانه وارد این مناظره قلمی شدند تقاضا دارم این مبحث را ختم به خیر کنند، چرا که شخصیت مورد مناظره شما اصلا ارزش این همه بحث و جدل را ندارد،والسلام.
پاسخی دیگر از
ایرج عزیز سلام
باز هم که حرفهای مرا بد نقل کردی !
جمله من به استناد وبلاگ خودت این است :" آیا واقعا به این حرفی که زدی به عنوان یک اصل اعتقاد داری که هر کتابی که پر فروش شد و به چاپ پانزدهم رسید ، الزاما به معنی این است که از نظر حرفه ای هم "برتر" است ؟! مثلا کتابهای آن خانم قصه نویس که می دانی و می دانیم تا چه حد پیش پا افتاده می نویسد و خوانندگانش هم دختر بچه های احساساتی و عمدتا دبیرستانی هستند و به چاپ بیست و بیست و پنج هم می رسد یعنی از آثار بزرگ دولت آبادی و احمد محمود هم که شاید به چاپ چهارم و پنجم رسیده باشند "بهتر " و "برتر" ند؟! "
خوب ، از کجای این جمله بر می آید که من گفته ام هر کار پر مخاطبی و پر فروشی مبتذل است ؟؟! من گفته ام پر فروشی "الزاما"به معنی "برتر" بودن نیست و به این حرف هم بشدت تاکید می کنم .
من حتی آثار احمد محمود و دولت آبادی را به عنوان شاخص داستان نویسی خوب ذکر کرده ام اما در نقل شما گویی اگر این آثار فروش زیاد داشته اند به معنی ابتذال آنها ذکر شده که این نقل امانتدارانه ای نیست !
2- ظاهرا من و تو عینا حرفهای همدیگر را تکرار می کنیم بدون اینکه بدانیم با هم موافقیم !
دوست خوب من ! من که از اول پذیرفتم که آقای درویشیان نویسنده ای است که "سبک خاص " خود را دارد ، به توده های محروم و کارگران و زندگی سراسر مشقت و رنج آنها می پردازد ، به قول شما (شک دارم البته ) ایشان پایه گذار "ادبیات کارگری" است ، برخی از کارهایش ترجمه شده و ... همه اینها درست . اما من گفتم این کارها را می کند اما ضعیف می نویسد . من و تو فقط در همین یک کلمه ضعیف نوشتن با هم مشکل داریم نه در بقیه مواردی که نوشتی و نوشتم ! من حتی به تفاوت دیدگاههای سیاسی و عقیدتی با ایشان هم اشاره نکردم . فقط پرسیدم آیا نمی شود که کسی کارگری بنویسد اما ضعیف بنویسد؟ قصه هایش ترجمه بشود اما عناصر داستانی ضعیفی داشته باشد ، رضا براهنی به "سبک داشتن" او اشاره کرده باشد اما در این سبک ضعیف باشد؟ همه حرف من همین بود و بس ! قضاوت با خوانندگان خوب وبلاگت .
در ضمن من که از این کلنجار مجازی دارم کیف می کنم . بریم بیرون یه بستنی بخوریم !
پاسخ به دوستـان
ایرج نظافتی
اظهارات سروران گرامی آقایان دژاکام و آهنگرنژاد جای نقد فراوان دارد که ذکر نکاتی را لازم می دانم:
۱- آقایان دژاکام و آهنگرنژاد هر دو از اصحاب قلم و اندیشه هستند و نسبت به حقیر کمترین هم لطف فراوان داشته و دارند و از اینکه وارد این مبحث شده و با لطافتی آمیخته با لطف فراوان، دیدگاههایشان را مطرح می سازند کمال تشکر دارم و قطعا حقیر بی مقدار نیز از این نوشته های عزیزان استفاده می برم.
۲- بسیاری از داستان نویسان و نویسندگان - از جمله رضا براهنی و خیلی های دیگر -درویشیان را صاحب سبکی خاص می دانند،اما نه از این منظر که وی قدرت قلم توانا و بی همتایی دارند،بلکه پرداختن ایشان به موضوعات بغرنج اجتماعی و به تصویر کشیدن زندگی افراد فقیر جامعه آنهم بیشتر در داستان های کوتاه،درویشیان را موفق و منحصر به فرد نموده است و حتی برخی دیگر معتقدند که وی پایه گذار و پیشرو در «ادبیات کارگری» در دوران معاصر است.
۳- مقایسه آقایان درباره تیراژ بالای آثار درویشیان با آثار افرادی که کوچه بازاری فکر میکنند و دست نوشته هایشان هیچگاه رنگ و بوی هنری و بار فرهنگی ندارد - مثل آثار مریم حیدرزاده و . . . - قضاوتی بسیار بسیار ناعادلانه و غیر منصفانه و چه بسا مضحکانه است!
چرا که طبق قضاوت آقایان،باید آثار بزرگانی مثل آقای دولت آبادی وبه چاپ هفدهم رسیدن اثر"کلیدر" ایشان و هزاران اثر نفیس دیگر که مورد استقبال گسترده مردم قرار گرفته،دلیلش کوچه بازاری و بی محتوا بودن آنهاباشد!!
۴- واما دوستان عزیز! استقبال از آثار غیر هنری و چه بسا مبتذل که خوراک فکری برخی از دختر بچگان دبیرستانی و پسران تازه به دوران بلوغ رسیده را با استقبال از آثار درویشیان که در محافل برجسته ادبی کشورمان و توسط بزرگان عرصه "ادبیات داستانی" موردنقد و بررسی قرار می گیرد را اشتباه نگیرید!
به این موضوع خوب است این نکته را هم اضافه کنم که داستان های کوتاه او به زبان های انگليسی، آلمانی، فرانسوی، ترکی، عربی، کردی، ارمنی، نروژی و فنلاندی ترجمه شده و مورد توجه محافل ادبی ادیبان جهانی نیز قرار گرفته است.
۵- نکته آخر اینکه بنده آقای درویشیان را به خاطر اینکه یک داستان نویس خوبی است و در داستان هایش بیشتر موضوعات کارگری، اجتماعی و مسایل مردم کرد را طرح کرده است قبول دارم، نه به خاطر گرایش های سیاسی و فکری،به قول آقای آهنگر نژاد، اگر آقای درویشیان به سیاست چراغ سبز نشان نمی داد و در دام سیاست بازان ضد انقلاب نمی افتاد چه بسا جایگاه بالاتر و بهتری در انتظارش بود.والسلام.
نقدی دیگر
شاعر،روزنامه نگار و محقق ارزشمندجناب آقای جلیل آهنگرنژاد، صاحب امتیاز ومدیر مسئول هفته نامه "صدای آزادی" درباره فضای نقدی که بر آثار "علی اشرف درویشیان" در این وبلاگ گشوده ایم وارد بحثمان شده و از منظری دیگر به نقد درویشیان پرداخته است که ذیلا می آید.
------------------------------------
سلام بر ایرج عزیز که صادقانه می نویسد و دانشورانه می نویسد و درود بر دوست نادیده ی دیگر آقاى دژاکام که حتما صاحب فضل و دانش اند .
دوستان گرام ! این بحث ها می تواند برای مخاطبان ادبیات این کهن بوم و بر زیبا باشد اما اماهایی هم دارد که بماند !...
قلم آقای نظافتی را سالهاست دیده ام و انصافا برایم جذابیتی فراموش ناشدنی دارد ( مصاحبه ها و... ) اما این بهانه که باعث شد در باره ی درویشیان بحثهایی صورت پذیرد کاری جالب است بویژه آنکه ما ایرانی ها تنها با آژیرهای خطر ( مثل : مرگ / سکته و...) به یاد تلاشگران عرصه های مختلف بویژه ادبیات می افتیم و تازه تابوسازی ها شروع می شود و شخصیتی که در حدی معقول قابل احترام است از آن بتی ساخته می شود که شکستنش تقریبا غیر ممکن می شود .بگذریم...
با اجازه ی ایرج عزیز من هم بابعضی از جملات جناب دژاکام موافقم .اینکه اگر به صورت تخصصی تر به داستانهای درویشیان نگاهی انداخته شود نشان می دهد که با بعضی از مولفه های داستان نویسی ارتباط دوستانه ای برقرار نکرده است (....) اما اینکه چرا مخاطب عام دارد خود دلیلی جدا دارد . امروزه خیلی از جوانان با شعرهای کارو / مریم حیدرزاده و... ارتباط حسی می گیرند و مخاطبان زیادی دارند ولی هیچکدام از این شاعران در کوچه پس کوچه های تخصصی نقد و تئوری شعر سربرنمی آورند . البته این شاهد مثالها دال بر ضعف مفرط درویشیان نیست اما این واقعیت را نیز باید بپذیریم که نمی توانیم او را یک داستان نویس برتر معاصر به حساب بیاوریم . این قضیه هم شاید به اموری برمی گردد که خاص شخصیت درویشیان است . او تنها علائقش را در کوچه باغ داستان پروازنداد بلکه دلش دبستانی برای خیلی از مشغله های دیگر شد . به سیاست چراغ سبز نشان داد . زمانی با افسانه ها و کارهای پژوهشی کردی سرگرم شد و... که این کارها برای یک هنرمند و نویسنده می تواند دردسر زا باشد و از توانش بکاهد( البته منظور دیدگاه سیاسی و...یک نویسنده نیست ) . مطمئنم اگر درویشیان بعد از سالهای ابری همان مسیر جدی داستان را به شکل تخصصی تر پی می گرفت امروزه او بالاتر از دیگرانی بود که جناب دژاکام از همسایگی اسمی آنها احساس دلخوری دارد .
پیروز و شادکام باشید
------------------------------------------------------
پاسخ مجدد آقای دژاکام به ایرج نظافتی
سلام مجدد
1- بسیار شرمنده ام کردی و مرا خیلی بزرگ نشان دادی در حالی که این طور نیست و خودت هم می دانی که این طور نیست و از بزرگواری و محبت تو به من است .
2- خوِِِِشحالم که می گویی جناب درویشیان را در کنار احمد محمود و دولت آبادی نمی نشانی ! بسیار خوب . عالی است این انصاف !
3- کاش کل مطلب اصلی ات را به همراه تمام نظرات من و خودت را باهم یکجا می آوردی تا خواننده بهتر قضاوت کند.
4- اینکه بگویی این نظر را که درویشیان قصه نویس ضعیفی است را کارشناسی نمی دانی و من هم بگویم که ایشان قطعا قصه نویس ضعیفی است اشکالی ندارد تازه می شویم یک به یک . اما اگر استنادت به مطلبی در روزنامه هم میهن باشد بسیار خوب من هم به چند قصه نویس مطرح کشور استناد می کنم که حرف مرا تایید می کنند در حقیقت من حرف آنها را تاکید می کنم ! حالا چند چند می شویم ؟!
5- همه اینها و همه این دیدگاههای متفاوت در میزان تسلط ایشان بر فن قصه نویسی هم سر جای خود درست . اما من به عنوان یک انسان برای ایشان به عنوان یک انسان از صمیم قلب آرزوی شفای کامل و بازگشت سلامتی ایشان را دارم و دوست دارم که باز هم با انرژی سابق به کار فرهنگی خود باز گردند.
6- نکته آخر اینکه آیا واقعا به این حرفی که زدی به عنوان یک اصل اعتقاد داری که هر کتابی که پر فروش شد و به چاپ پانزدهم رسید ، الزاما به معنی این است که از نظر حرفه ای هم "برتر" است ؟! مثلا کتابهای آن خانم قصه نویس که می دانی و می دانیم تا چه حد پیش پا افتاده می نویسد و خوانندگانش هم دختر بچه های احساساتی و عمدتا دبیرستانی هستند و به چاپ بیست و بیست و پنج هم می رسد یعنی از آثار بزرگ دولت آبادی و احمد محمود هم که شاید به چاپ چهارم و پنجم رسیده باشند "بهتر " و "برتر" ند؟! با شناختی که از تو دارم بعید می دانم که واقعا چنین نظری داشته باشی. یامثلا فیلم اخراجیها که دو سه میلیارد فروش کرده الزاما از نظر حرفه ای بهتر از دستفروش و خیلی دور خیلی نزدیک و مادر و امثال آنهاست ؟؟!
جای آن است که خون موج زند در دل لعل
زین تغابن که خزف می شکند بازارش ...!
باز هم از اینکه راحت حرفت را می زنی و دیدگاهت را مطرح می کنی و آزادگیی که در نوشته هایت موج می زند لذت می برم بی آنکه آن را قبول داشته باشم .
مناظره قلمی درباره
علی اشرف درویشیان
در پی درج مطلب " سال های ابری" که به مناسبت بستری شدن نویسنده توانا و صاحب قلم جناب استادعلی اشرف درویشیان بخش هایی از کتاب " آبشوران" ایشان را در این وبلاگ قرار دادم، این موضوع نقد یکی از روزنامه نگاران پیشکسوت کشورمان را به همراه داشت که مکاتبه میان من و ایشان به مناظره قلمی کشیده شد که مناسب دیدم این مناظره را نه در بخش "کامنت-پیام هاـ"بلکه در صفحه اصلی "محله" قرار دهم تا با همراهی صاحب نظران و خوانندگان این مهم را به نقد بگذاریم.
لازم به توضیح است که آقای تقی دژاکام از چهره های متعهد و توانمند در عرصه مطبوعات و دبیر سرویس شهرستان های روزنامه کیهان است که حقیر چند سالی است توفیق شاگردی و مصاحبت در محضرشان را دارم.
می خوانید:
آقای نظافتی گرامی باز هم سلام
از آخر نوشته ات می نویسم و تاکید می کنم که نه تنها پاسخ تو را جسارت منفی تلقی نمی کنم بلکه اگر جز این بود از تو تعجب می کردم ! اگر تو نتوانی از کار خودت دفاع کنی که دیگر خبرنگار نیستی و یا اینکه خبرنگار خوبی نیستی . و می دانی که من بالشخصه بسیار جسارت را در کار روزنامه نگاری و اصولا نوشتن دوست دارم و از آدمهای محافظه کار بشدت بدم می آید .پس فقط بر اساس دیدگاههایت عمل کن و کاری به کار دیگران نداشته باش که در باره تو چه فکر می کنند.
- نه . من چیزی از کلمات قصه های آقای درویشیان را در فهمیدنشان مشکل نداشته ام .(عجب جمله سلیسی شد !
- مواردی هم که شما در باره آقای درویشیان نوشتید همه درست و مورد تایید من و هر خواننده دیگری هم هست اما این چه ربطی به قصه نویس ضعیف بودن ایشان دارد؟ مثل این است که بگوییم فلان کس برای کارگران شعر می گوید . حالا چنین کسی چون برای کارگران شعر می گوید نمی تواند شعرهایش ضعیف باشد؟!خب این آقا برای کارگران و پرولتاریا شعرها و قصه های ضعیف می گوید.
- مواردی هم که تو از تلاشهایت در معرفی فرهنگ و هنر منطقه کردستان نوشتی همگی قابل تقدیرند و موجب افتخار من که چنین دوست پژوهشگر و پیجویی دارم اما باز هم دلیل قوت کارهای آقای درویشیان نیست .
ایشان شاید کرمانشاهی خوب و پر مطالعه و فرهنگدوستی باشد اما قصه نویس خوبی نیست . این هم نظر قطعی من است و هم نظر بسیاری از هنرشناسان و قصه نویسانی که دو سال تمام در محضرشان شاگردی کرده ام . و یک خواهش :
تو رو خدا آقای درویشیان را کنار غولهایی چون آقایان دولت آبادی و احمد محمود ننشان .
- سر آخر اینکه خیلی خیلی دوستت دارم و به عقاید و دیدگاههایت احترام می گذارم .
باقی بقایت
در پاسخ به آقای دژاکام عزیز و دوستداشتنی
1- بنده هیچگاه چنین خطایی را مرتکب نشده ام که آقای درویشیان را در کنار آقای دولت آبادی و دیگران قرار بدهم،اما متاسفانه شما این اتهام را به حقیر وارد کرده!و حتی با خواهش وتمنا از بنده خواسته اید که این کار را نکنم!!
۲- آقای دولت آبادی استاد توصیف هستند درست،استاد تصویرسازی هستند درست،بزرگترین رمان نویس حرفه ای ایران هستند درست،قابل مقایسه با درویشیان و امثالهم نیستند درست،اما جان حاج تقی! در قلم درویشیان سوز و گداز و پختگی خاصی نهفته است که منحصر به فرد است،ای کاش یکبار دیگر "از این ولایت" ، " درشتی" و مخصوصا " سالهای ابری" را بخوانی،و به قول سهراب سپهری : چشم ها را باید شست،جور دیگر باید دید. . .
۳- حقیر هیچگاه این نظر شما را که گفته اید:"درویشیان قصه نویس خوبی نیست" را یک نظر کارشناسی و حرفه ای نمی دانم و ای کاش روزنامه "هم میهن"دیروز- ۳۱/۲/۱۳۸۶ و سخنان افراد مصاحبه شونده را که بدون هیچگونه تعصب و رودربایستی به نقد دوریشیان پرداخته اند را می خواندی.
۴-مردم بهترین داور برای تایید و رد یک اثر فرهنگی،هنری هستند، بیست و پنج بار تجدید چاپ شدن کتابهای "آبشوران"، "از این ولایت" ، "همراه آهنگهای بابام"، " فصل نان" - گاها در تیراژ ۶۰ هزار - و نایاب شدن بسیاری دیگر از آثار ارزشمند درویشیان شاید قویترین سند بر محبوبیت آثار درویشیان در نزد مردم باشد که به خودی خود حکایت از پرقدرت بودن و در عین حال شیرین بودن قلم ایشان دارد، وگرنه مردم ما هیچگاه به آثار ضعیف و پیش پا افتاده با مضامین سطح پایین بها نمی دهند.
۵- و خلاصه خیلی مخلصیم حاج تقی جان!

گذر از متن به حاشیه
دو شماره گزارش روز کیهان درباره
ضرورت پاسداشت ارزش ها و آرمان های انقلاب اسلامی
سه شنبه ۱ خرداد و چهارشنبه ۲ خرداد
ایرج نظافتی

