تبليغاتX
محله
سیاسی - فرهنگی

خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است


گزارش روز کیهان درباره سنت اعتکاف در کشور

پنجشنبه ۲۷ تیر ماه

نوشته شده توسط ایرج نظافتی در ساعت 15:49 | لینک  | 

پـــدر

اسطوره كار و تلاش


گزارش روز کیهان درباره نقش پدر در کانون گرم خانواده ها

سه شنبه ۲۵ تیرماه


ايرج نظافتي
با جسم و جان و روح و رواني خسته از كار روزانه به خانه مي آيد. ازهمان ابتداي ورود به منزل بوي غذاي خوشمره كدبانوي خانه اش سراسر فضاي اتاق ها را پر كرده است.
پسر و دختر خردسالش به محض ورود پدر به استقبالش مي آيند و او كه از صبح تا شب را به كوشش و تلاش براي كسب روزي حلال سپري كرده با لبخندي مهربانانه و بوسه هايي عاشقانه بچه هايش را در آغوش مي كشد و در آن لحظه كه نعمت پر بركت گرمي و صفا و صميميت فضاي منزل را احساس مي كند گويي به يكباره خستگي يك روز كار و تلاش روزانه از جان و تنش خارج مي شود و به دليل چنين نعمت ارزشمند و گرانبهايي خداوند مهربان را سپاسگذار است.
فردا سيزدهم رجب، روز ولادت با سعادت مولااميرالمومنين علي(ع) است و به نوعي اين روز فرخنده را روز پدر ناميده اند.

ادامه مطلب . . .

نوشته شده توسط ایرج نظافتی در ساعت 15:46 | لینک  | 

یک کلمه حرف حساب!


دوست و همکار عزیزمان جناب آقای تقی دژاکام که یکی از اساتید ارزنده و صدالبته متعهد کشورمان در عرصه روزنامه نگاری محسوب می شوند و این حقیر افتخار همکاری و تلمذ در مکتب ایشان را پس از حضور در کیهان در حدود ۵سال است که دارم، دردنامه ای را در وبلاگ شخصی اش به تحریر درآورده اند که درج آن - آن هم با کسب اجازه از جناب دژاکام - در "محله " خالی از لطف نیست.

این نوشته بخش هایی از تاریخ روند انتشار روزنامه کیهان و کیهان فرهنگی،از زمان حضور "سیدمحمدخاتمی" سرپرست وقت موسسه کیهان تا دوران اخیر را به صورت کاملا مستند و مستدل بازگو می کند.

خواندن این نوشته را به دوستان روزنامه نگار توصیه می کنم.

عین دست نوشته "تقی دژاکام" را می خوانید:

 

چند ماهی از آمدن من به کیهان نگذشته بود که مصادف شد با درگیری شدید بخش ملی - مذهبی کیهان با آقای خاتمی که آن روزها نماینده امام و در زمان من نماینده رهبر انقلاب آیت الله خامنه ای در کیهان بود. این نیروهای ملی - مذهبی در حقیقت همان کسانی بودند که شورای سردبیری کیهان را در دست داشتند و عبارت بودند از آقایان شمس الواعظین (شمس) ، رضا تهرانی و ... یعنی همان کسانی که اکنون ادعای همراهی با آقای خاتمی را می کنند.

در هر صورت آنان به مدیریت کیهان فرهنگی منتقل شدند و مجله وزین کیهان فرهنگی را که از سوی مجاهد عارف "حسن منتظر قائم"(برادر سردار شهید محمد منتظر قائم - شهید حمله نظامی آمریکا به طبس) اداره می شد ، به مجله ارگان آقای عبدالکریم سروش و نظریه های قبض و بسط و ... وی تبدیل کردند. هنگامی که آقای سید محمد خاتمی و نیز آقای محمد اصغری (جانشین آقای خاتمی) به رویکردهای آنان اعتراض کردند ، آنان سیاست اعتصاب را در پیش گرفتند و این مجله را - اگر اشتباه نکنم - حدود یکی دو سال منتشر نکردند . البته آنان حقوق خود را می گرفتند و آقایان مسئول هم جز تشرها و تذکرهایی ! به آنان کار دیگری نکردند.

اما نکته ای که باعث شد من این مقدمه را بنویسم روشی بود که در کیهان فرهنگی دوره مدیریت این آقایان متداول بود: آنان در پاسخ به نقدهای علمی و مستدلی که در صفحه اندیشه های کیهان تحت مدیریت آقای مهدی نصیری به مقالات ایدئولوژیک آقای سروش و تنی چند از دیگر همفکرانش چاپ می شد ، به جای پاسخگویی علمی و منطقی ، به فحاشی روی آورده بودند . و من که آن روزها در دانشکده حقوق دانشگاه تهران دانشجو بودم و به نوعی جزو نیروهای چپ انجمن اسلامی دانشکده و  دانشگاه محسوب می شدم خجالت می کشیدم که چرا این افراد به فحاشیهای شدید روی آورده اند. شاید آن موقع هر چه به دوستانمان می گفتیم که این شیوه پاسخگویی به روزنامه نیست و برای خود سروش بد است به خرجشان نمی رفت ، اما اکنون که همه آبها از آسیابها ریخته است و گرد و غبارها نشسته است و همه مطالب روزنامه کیهان و کیهان فرهنگی هم موجود و قابل دسترسی هست ، کسی نمی تواند باور کند که مثلا کسی مثل آقای دکتر سروش و برخی همفکرانش در پاسخ به مقالات مستدل علمی در نقد نظریاتش چه تعداد فحش و بد و بیراه گفته است و پیگیران منصف در مقایسه مطالب آن برهه ، به نمونه های تاسفباری از مدعیان امروز آزادی و تساهل و تسامح و تحمل مخالف بر خواهند خورد.

این اتفاق در برهه های مختلف نیز افتاده است . در دوره موسوم به اصلاحات و دوم خردادیها هم فراموش نکردیم که در میان حدود پانزده تا بیست نشریه سینه چاک دولت اصلاحات و مدافع دوم خرداد ، شاید تنها روزنامه کیهان بود که به نقد (البته نقد صریح و بی رو در بایستی) آنان می پرداخت ،  اما در مقابل ، آنان شیوه آتش زدن کیهان (چه در ظاهر و چه در خفا) را در پیش گرفتند. آن روزها هم در نشریات زنجیره ای پر شمار دوم خردادیها ، رگبار فحش و دشنام بود که به کیهان می دادند و حتی همین یک روزنامه مخالف خود را هم تحمل نمی کردند.

* * *

شاید ما فحش خورمان ملس شده باشد ، وقتی فحشهای رکیک و حتی ناموسی فراوانی را از زمان نامزدی دکتر احمدی نژاد در انتخابات تا همین حالا در پیامکهای تلفنهای همراهمان می خوانیم ، در سایتهای ضد انقلاب و دشمن خارجی می خوانیم ، و حتی در روزنامه های باز هم پر شمار اصلاح طلب چاپ تهران و ایران می بینیم . اما تعجب می کنیم که چرا در میان برخی از همین طیف ، کمتر کسانی را می یابیم که به خودشان - در علن - انتقاد کنند و اشکال بگیرند که این شیوه برخورد با یک رئیس جمهور نیست ؛ رئیس جمهوری که بالاخره به عنوان یک انسان جایز الخطاست و حتما اشتباهاتی هم دارد اما این نکته که تمام تلاش شب و روز خود را مصروف مردم و استیفای حقوق ملت از دزدان و چپاولگران سالهای گذشته و دشمنان خارجی گذاشته است قابل انکار نیست .

امروز در حالی ملی - مذهبی ها و بهاییان و مارکسیستهای وامانده  و اصلاح طلبان شکست خورده و  خشک مقدسان  و انجمن حجتیه ای های توصیه کننده به فسق و فجور برای تعجیل در ظهور و نیز معتقدان جدید و قدیم  تعطیلی احکام دین خدا تا زمان ظهور و انقلابیان پست نگرفته یا مقام از دست داده و بانکداران و رانت خواران بزرگی که به مدد کارگزاران سابق حکومتی به آلاف و علوف گسترده رسیدند ، همه با هم به تخریب شخصیت و فحاشی به رئیس جمهور مکتبی و عدالتخواه کشورمان می پردازند که در انتخابات اخیر مجلس شورا در تهران از جلب اعتماد مردم پایتخت برای کسب یک کرسی پارلمان هم عاجز ماندند .

آنها به کنار ، حتی کسانی که سالها عنوان "اصولگرا" را یدک می کشیدند و می کشند و قاعدتا باید نظر رهبر معظم انقلاب برای آنان حجت موجهی باشد تا دیدگاههای او را بر طبق اصل مسلم ولایت فقیه بر نظر خود مقدم بدارند نیز علی رغم تاکید ها و حمایت های مکرر در مکرر آقا از دولت نهم و شخص رئیس جمهور احمدی نژاد و حتی تعبیر "حمایت خاص" ایشان با ذکر دلایل متعددی که بارها بر شمردند ، نه تنها حاضر نیستند قدمی و قلمی در حمایت از دولت حکومت اسلامی بردارند که به انحای مختلف در کارشکنی و تضعیف بجا و نا بجای فراوان هم فرو گذار نمی کنند و از تخریبهای متعدد دشمن هم قند توی دلشان آب می شود. نگاه کنید به مطالب و نوشته های همه روزه و همه صفحه روزنامه های حزب الله و تهران امروز که با پولهای آقای قالیباف ساپورت می شوند و روزنامه جمهوری اسلامی که در ستون جهت اطلاع خود همه روزه یک طعنه و کنایه به احمدی نژاد و دولت دارد و اگر از سایتهای تحت امر آقای هاشمی رفسنجانی و آقای قالیباف کم بیاورد ، از رادیو آمریکا و سایتهای بیگانه برای طعنه زدن به دولت مردمی حکومت اسلامی دریغ نمی کند!

در چنین شرایطی چرا باید از فحاشیهای آقای محتشمی پور به آیت الله مصباح یزدی که رهبر انقلاب صریحا او را در نبود استاد شهید مرتضی مطهری بهترین جایگزین ایشان برای نسل جوان معرفی کردند ، جا بخوریم ؟ چرا باید از جست و جو و تلاشهای ارزشمند ! "روحانی" مسلمان آقای منتجب نیا در یافتن نادرترین شایعات ممکنه و منتشره در سایتهای ضد انقلاب و بهایی و صهیونیستی و ... علیه احمدی نژاد تعجب کنیم ؟ چرا باید از اینکه روزنامه جمهوری اسلامی در باره این تهمتهای ناجوانمردانه اخیر به رئیس جمهور حکومت اسلامی حتی یک کلمه هم در ستون جهت اطلاع یا بخش خبرهای عادی خود ننوشت شگفت زده بشویم ؟ الحمد لله که جا برای چاپ عکسها و رپرتاژ آگهیهای آقایان رفسنجانی و قالیباف و ... فراوان است و وقیحانه ترین مقاله علیه احمدی نژاد ارزش آن را ندارد که دو کلمه به آن بپردازند . البته در یک خبر دو پاراگرافی به احضار "آقای منتجب نیا" به دادگاه برای "برخی تشویش اذهان عمومی" اشاره می کنند اما با اینکه در خبر ذکر شده که این تشویش چه بوده ، عامدانه از ذکر دلیل آن می پرهیزند تا نکند مخاطبان روزنامه متوجه بشوند که به احمدی نژاد نامی که احتمالا رئیس جمهور این کشور است توهین و فحاشی شده است !

* * *

ممکن است کسانی که تا اینجای این روزنوشت مفصل مرا خوانده اند تصور کنند که مطلب این شماره من در دفاع از دکتر احمدی نژاد است . در حالی که من از اولی که تصمیم به نوشتن این نوشته گرفتم هدف دیگری داشتم و ذکر فحاشیهای سابقه دار جریانات مختلف را در این سالها فقط به عنوان یک مقدمه و برای عادی بودن آن یاد کردم  .

من معتقدم که این فحاشیها و این توهینها و این تخریبها بخصوص در سالهای پس از ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد ، صرفا علیه او نبوده است . و هدف اصلی ، شخص احمدی نژاد نیست . یاد آور می شوم که ذکر سلام به حضرت امام زمان "عج" در ابتدای سخنان دکتر که با واکنشهای استهزا آمیز برخی مواجه شد ، توصیه وی به کشیدن راه آهن قم - جمکران برای تسهیل در رفت و آمد زائران این مسجد مقدس ، که به مسخره کردن وی انجامید ، تاکیدات مکرر وی بر امداد گرفتن از معنویات و فیض امام زمان "عج" در مقاطع مختلف ، همه و همه نشان می دهد که آنها با امام زمان "علیه السلام" مشکل دارند نه با احمدی نژاد ؛ با معنوی شدن گفتار و کردار مسئولان عالی کشور مخالفند نه با شخص احمدی نژاد ؛ از الگو شدن و ترویج این شیوه ادب ورزیدن به امام معصوم "ع" می ترسند نه از شخص رئیس جمهور . این کار سختی نیست که به معروفترین سایتهای ضد دین فارسی اینترنت مراجعه شود تا معلوم شود که کدام بخشهای سخنان رئیس جمهور به استهزا گرفته شده است و حتی کدام رویدادهای معنوی کشور واکنش آنان را بر انگیخته است .

من یقین دارم بخش اعظم مخالفتهای دشمنان ما و استهزایی که بخصوص در باب توجه احمدی نژاد به مهدی موعود"عج" می شود مربوط به خود اندیشه مهدویت و تاثیر آن در زندگی انسان است و شخص احمدی نژاد بجز ترویج این اندیشه و دکترین هیچ گناه دیگری ندارد.

دوستان و مخاطبان می توانند نمونه های فراوانی از این ماجرا را جست و جو کنند و در بخش نظرات یاد آور شوند . در این میان البته فحاشانی چون آقای منتجب نیا - که از قضا در اول نوشته اش شیپور را از سر گشادش زده  و از مظلوم ماندن امام زمان سخن گفته است - و نیز اشخاص و روزنامه هایی چون جمهوری اسلامی که به بهانه مبارزه با خرافات ، اصل این اندیشه مهدوی و نقش بی برو برگرد آن را در زندگی انسان امروز - فقط از سر حسادتهای انتخاباتی و غیر انتخاباتی - انکار می کنند ، بازی خوردگان بازیگران پنهانی هستند که از سادگی یا خصلت دار بودن این افراد و مراکز سوء استفاده می کنند.  و چه باک که :

ان الله یدافع عن الذین آمنوا

نوشته شده توسط ایرج نظافتی در ساعت 18:48 | لینک  | 

دل را به میهمانـی خـوبـی ها ببریم


دو شماره گزارش روز کیهان درباره فصل نیایش و فضیلت های ماه رجب

چهارشنبه ۱۹ تیرماه ، پنجسنبه ۲۰ تیرماه

نوشته شده توسط ایرج نظافتی در ساعت 18:38 | لینک  | 

دفاع از امنيت و آرامش


بازتاب گزارش قبلی در کیهان تحت عنوان «طرح امنيت اجتماعي را ادامه مي دهيم»

سه شنبه ۱۸ تیر

ايرج نظافتي
در پي چاپ سه شماره پي درپي گزارش روز كيهان تحت عنوان «طرح امنيت اجتماعي را ادامه مي دهيم» در هفته هاي گذشته، گزارش فوق بازتاب گسترده اي در ميان قشرهاي مختلف جامعه داشت به گونه اي كه تماس هاي تلفني مردم به طور مكرر و اعلام مواضع و ذكر پيشنهادات و انتقادات از طرح نيروي انتظامي به خوبي مويد اين نكته است كه مردم با تمام وجود خواستار ادامه طرح ارتقاء امنيت اجتماعي توسط نيروي انتظامي در سراسر كشور هستند و معتقدند از زمان اجراي اين طرح، امنيت بيشتري در كوچه و خيابان ها برقرار شده و اراذل و اوباش مثل سابق توان عرض اندام در محله ها و خيابان ها را ندارند.
اما در كنار موارد مذكور كه از مجريان اين طرح حمايت همه جانبه اي از سوي مردم ديده مي شود، انتقاداتي را نيز به دستگاه هاي مربوطه خصوصا مراجع قضايي وارد مي دانند و از ضعف اطلاع رساني دستگاه قضايي در نحوه برخورد با ناقضان امنيت در جامعه شكوه و گلايه دارند.
با اين حال اين شماره از گزارش را به بازتاب گزارش طرح امنيت اجتماعي نيروي انتظامي كه از روز شنبه هشتم تيرماه به مدت سه روز در كيهان به چاپ رسيده اختصاص داده ايم. مردم در تماس هاي خود با خبرنگار كيهان به ناگفته هايي اشاره كرده اند كه در سه شماره گزارش قبلي به آنها نپرداخته بوديم.

نوشته شده توسط ایرج نظافتی در ساعت 18:22 | لینک  | 

طرح امنیت اجتماعی را ادامه دهیم


سه شماره گزارش روز کیهان درباره نحوه استمرار طرح امنیت اجتماعی نیروی انتظامی

شنبه ۸ تیر ، یکشنبه ۹ تیر ، دوشنبه ۱۰ تیر

ايرج نظافتي
«به خانمي با روابط عمومي عالي، ظاهري آراسته، مجرد و با كمتر از 30 سال سن و مدرك ليسانس يا حداقل فوق ديپلم براي منشي يك شركت تجاري نيازمنديم.»
مهناز، دختر 25، 26 ساله اي كه پس از پايان تحصيلات دانشگاهي در به در به دنبال شغلي مناسب مي گردد هنگامي كه با خوشحالي تمام اين آگهي را در صفحه نيازمندي هاي يكي از روزنامه ها مي بيند بدون لحظه اي درنگ به دفتر شركت مذكور مراجعه مي كند.
پس از اينكه چند ساعتي را در نوبت ديدار با مدير اين شركت سپري مي كند بالاخره او را به اتاق رئيس راهنمايي مي كنند. در آنجا با آقايي شيك پوش كه عطر و ادكلن از سر و رويش مي بارد روبرو مي شود، از قرار معلوم ايشان همان مدير شركت است، شركتي خصوصي كه در يك واحد آپارتمان استيجاري در شمال تهران به اصطلاح به فعاليت هاي تجاري و خدماتي و صادرات واردات كالا مشغول است و در حال حاضر هم به يك خانم منشي نيازمند است.
خلاصه از ميان مراجعه كنندگان بيشماري كه هركدام با سر و وضعي آنچناني براي گزينش و به اميد استخدام آمده اند قرعه به نام او مي افتد و به استخدام در مي آيد.
در روزهاي اول از فرط خوشحالي در پوست خود نمي گنجد، دوستان و آشنايان هم پس از شنيدن خبر فوق سنگ تمام مي گذارند و از طريق ارسال پيامك، ايميل، تلفن و ديدارهاي حضوري و غيرحضوري اين موفقيت و شانس بزرگ را به او تبريك مي گويند وحتي برخي از دوستانش كه هنوز شغل مناسبي پيدا نكرده اند آرزو دارند كه اي كاش جاي او بودند!
مهناز در روزهاي آغا به كار در اين شركت بسيار محافظه كارانه رفتار مي كرد تا مبادا زمينه دلخوري مدير و كاركنان شركت را فراهم كند.
اما رفته رفته مدير جوان و شيك پوش شركت به او پيشنهاد مي دهد تا براي ويزيت چند قلم كالاي خارجي اگر مي تواند به دبي برود... مهناز هيچ وقت فكر نمي كرد كه فعاليت اين شركت انتقال زنان و دختران جوان به كشورهاي حاشيه خليج فارس باشد، اما ساعاتي قبل از پرواز به دبي شركت آنها كه از قبل فعاليتش توسط نيروي انتظامي مشكوك شناخته شده بود مورد بازرسي قرار مي گيرد و پرده از چهره واقعي اين شركت غيرقانوني برداشته مي شود.
اين حكايت غم انگيز و تأسف بار از دام شياداني است كه در پوشش يك شركت خصوصي بي نام و نشان و فاقد مجوز اقدام به فريب مردم خصوصا خانم هاي جوان مي كنند.
بيش از يكسال از اجراي طرح امنيت اجتماعي توسط نيروي انتظامي مي گذرد و هر چند وقت يك بار طبق اعلام مسئولان ناجا اين طرح وارد مرحله جديدي مي شود.
در اين سلسله گزارش ها به نقد، بررسي، تحليل و نحوه اجرايي اين طرح براساس اظهارات مردم، كارشناسان، صاحب نظران و برخي از مسئولان نيروي انتظامي و همچنين به بيان نقاط قوت و ضعف طرح امنيت اجتماعي خواهيم پرداخت. همراه ما باشيد.
 

نوشته شده توسط ایرج نظافتی در ساعت 17:15 | لینک  |