ياحقي ، كيمياگر عشق

ایرج نظافتی - ۲۲/۷/۱۳۸۳
هر گاه در كوچه پسكوچههاي خاطرات خوش گذشته سيري حتي به تفنن ميكنيم، در جايجاي آن بوي « طراوت » عشق، « كيميا »ي جان خستهيي ميشود كه در باغ رويايي آهنگها و نغمههاي خوش و خاطرهانگيز پرويز ياحقي قدم ميزنيم و گويا در كنار درخت « طوبي » بر « طره »آن هواي عرفاني و معنوي به گشت و گذار ميپردازيم و با تكنوازيهاي معجزهآسايش به اين نوع موسيقي پاك و عرفاني ايراني سر تكريم فرود آورده و به دست و پنجههاي پرقدرت و سحرآميز او كه ما را به تفكر وا ميدارد بوسه ميزنيم.
پرويز صديقي پارسي معروف به ياحقي، كسي كه در 18 سالگي اركستر بزرگ گلها در راديو ايران را رهبري كرد و در كنار اساتيد بزرگ موسيقي ايران كه هر كدام خود از ستونهاي پرصلابت موسيقي اين آب و خاك بودند توانست آثاري را خلق كند كه تا ابد با افتخار تمام بر تارك فرهنگ و هنر اصيل و سنتي ايران زمين بدرخشد.

زنده ياد جواد بديعزاده از هنرمندان سرشناس كشورمان در يادداشتي درباره پرويز ياحقي چنين مينويسد:
«طبيعت هر چندين سال و يا چندين قرن يك بار به درست كردن آدمهايي خارقالعاده دست ميزند. پرويز ياحقي از آن آدمهايي است كه كمتر از دست طبيعت هم ساخته است تا نظير او را با چنين استعداد عجيبي خلق كند.
ساز او بيشترين اثرها را در جان و مغز و دل من داشته و خوشبختانه پرويز ياحقي جزو آنهايي است كه به پابرجا ماندن موسيقي ايراني و رونق آن كمكهاي دو چندان كرده و بخصوص با نهايت ظرافت و قدرتي كه بر روي اين ساز فرنگي مينوازد به آن دسته از متخصصين نشان داده كه بيرون بردن اين ساز از موسيقي ايراني تا چه اندازهيي از جلال و ظرافت و قدرت و زيبايي موسيقي ايراني خواهد كاست.»
پرويز ياحقي در سال 1315 شمسي در خيابان صفيعليشاه تهران تولد يافت و با توجه به اينكه دايي او استاد حسين ياحقي از هنرمندان برجسته و از اساتيد موسيقي ايران بود و خانه آنها محل رفت و آمد بزرگان هنر محسوب ميشد، پرويز ياحقي نيز در چنين محيطي پرورش يافت.
در خردسالگي با نيلبك كوچك اولين تجربههاي نوازندگي را داشت و سپس به فلوت زدن پرداخت و در سن 6 سالگي ساز ويولن را به دست گرفت.
استاد بيژن ترقي شاعر و ترانهسراي ارزشمند كشورمان كه دوستي ديرينه و پايداري را از همان زمانها با ياحقي داشته و شعر اكثر آهنگهاي او را سروده است، در خصوص اين هنر ميگويد: پرويز ياحقي يا به قولي كاروانسالار موسيقي ايران يكي از خورشيدهاي درخشان هنر اين سرزمين است كه از آغاز جواني در رفيعترين قلههاي هنر اصيل موسيقي ايران درخشيدن گرفت.
او با پنجههاي سحرآميز و پراسرار خود كه از سرچشمه فياض و لايتناهي نبوغ و پشتوانههاي وراثت اصيل خانواده هنرمندش متاثر است، دلنشينترين نغمات آسماني را به گوش دلباختگان عالم خاك رسانيد.
نواي دلنشين و پر رمز و راز او كه به سرگذشت زندگي ما انسانها ميماند، گاه به نغمه پرزمزمه جويباران مانند است كه صفا و خرمي از آن ميتراود و گاه به صداي بغص گريه عاشقي ميماند كه سوز و درد از آن ميبارد.
استاد بيژن ترقي در ادامه سخن خود در خصوص نقش پرويز ياحقي در موسيقي ايران ميگويد: «پرويز ياحقي در احياي هنر موسيقي اصيل و سنتي ايران و زنده كردن گوشههاي پربار و غني دستگاههاي آن و نماياندن نقش ويولن در ساز سلو و تكنوازي داراي سبكي ابتكاري و بديع است، چرا كه در اجراي موسيقي ملي از ويولن تنها در اركسترها و كارهاي دسته جمعي استفاده ميشد ليكن او توانست با استفاده از سيمهاي بم و مهجور ويولن، به قدرت تاثير و وسعت هر چه بيشتر آن بيفزايد. از ديگر شاهكارهاي اين هنرمند خلاق ساختن و اجراي چهار مضرابهاي مختلف در قطعات موسيقي ايراني است و چيرهدستي او در هنر آهنگسازي و تنظيم اركستر براي آهنگهاي ايران كه در طول بيست و پنج سال اخير موثرترين و شيواترين ترانهها و قطعات آهنگين را از خود به يادگار گذارده كه هيچ گاه با گذشت زمان فراموش نخواهد شد.»
استاد پرويز ياحقي در گفتوگويي با «هنر موسيقي» در مورد موسيقي و الطاف الهي چنين اظهار داشت: «موهبتهاي الهي آنقدر بيشمارند كه هر چه علم و دانش پيشرفت ميكند انسان خاكي بيش از پيش به ناچيزي و عدم آگاهي خويش پي برده و حيران و سرگردان ميماند، اين مقدمه را بدان جهت آوردم تا بدانيم اصولا ماهيت و عظمت موسيقي تا چه حد است. موسيقي يكي از عظيمترين و بيانتهاترين پديدههاي خداوند است كه بشر در آن و خلقت آن نه دخالتي داشته و دارد و نه هنوز درك دقيقي از آن را احساس ميكند، به عبارت ديگر بشر در كشف و يا اختراع موسيقي هيچ دخالتي نداشته و نخواهد داشت، زيرا اين علم عظيم آسماني يكي از پديدههاي شگرف و عنايات بيشمار خداوندي است كه باريتعالي آن را به افرادي معدود و محدود كه لياقت و قدرت ادراك آن را داشته و يا دارند عنايت فرموده تا هر كدام به قدر ادراك خويش از آن توشهيي برگيرند. من در اين مقام بر سر آن نيستم كه خداي ناكرده از خود و يا آثاري كه بوجود آوردهام سخني به ميان آورم و از خويش سخن برانم و به قول شيخ اجل:
اگر هست مرد از هنر بهرهور
هنر خود بگويد نه صاحب هنر!
پرويز ياحقي در خصوص تاثير موسيقي لسآنجلسي بر موسيقي اصيل ايراني ميگويد: «در همه جاي جهان پيشرفت تكنولوژي آن هم به اين سرعت سرسامآور باعث شكوفايي در علوم مختلف شده استاما متاسفانه در كشور ما اين پديده دقيقا در مسير نابودي هنر اصيل و آسماني موسيقي ملي بهكار گرفته شده است و بسرعت هنر ما را به نقطه حضيص نزديك كرده و دور نيست كه خاطره موسيقي ايراني هم از ذهن جوانان ما پاك شود... اگر دقايقي در اوج ترافيكهاي تهران خودمان به سروصداهاي عجيب و غريبي كه از درون اتومبيل جوانان به گوش ميرسد توجه كنيم به عمق اين تخريب بيشتر پي ميبريم!
استاد پرويز ياحقي در ادامه همان گفتوگو در خصوص كنارهگيري هنرمندان برجسته موسيقي ميگويد: حدود نيم قرن قبل راديوي بيهويتي با برد خوشبختانه بسيار كم به نام راديوي نيرويهوايي در تهران بهوجود آمده بود كه ميگفتند هركس به آن مراجعه كند و ادعاي خواندن و نواختن داشته باشد بدون هيچگونه ضابطه يا آزمايش فورا او را به پشت ميكروفن هدايت ميكردند و ميگفتند هرچه دل تنگت مي خواهد بگو يا بزن و يا بخوان! آيا صحيح است كه امروز ما دقيقا همان كار را كه تيشه به ريشه اصالت هنرهاي ما ميزند با برد وسيع و استفاده از پيشرفتهترين تكنولوژيهاي زمان به همان صورت تكرار كنيم؟ اينجا است كه هنرمندان اصيل ضمن كناركشيدن خود از اين هرجومرج جز تاسف وتاثر كاري از دستشان ساخته نيست....
اخيرا از استاد پرويز ياحقي كاستي بهنام )كيميا( منتشر شده كه تكنوازيهاي زيبا و كمنظير او را شامل ميشود به شكلي كه صداي ساز و نغمههاي آرشهويولن او دنيايي از جذبه و شوروشوق را براي شنونده تداعي ميكند.
عليرضا ميرعلي نقي در بروشور كاست مذكور چنين مي نويسد: پرويز صديقي پارسي )ياحقي( تكنواز ويولن نوازان نسل بعد از ابوالحسن صبا و حسين ياحقي قويترين تاثير را داشته است و لحن وبيان و حتي تكنيكهاي فردي او در نوازندگي اين ساز مشكل و وحشي الگوي تقليد صدها و هزاران نفر از ويولننوازان پنجاهسال اخير بوده است، الگوهايي كه هيچكس بهتر از خود او مجري آنها نيست. خلاقيت او به آموزش هايي كه در مكتب دايي هنرمندش زندهياد حسين ياحقي و در مكتب ابوالحسن صبا ديده بود محدود نشد و با تاثيرپذيري از عواملي كه كشف و شرح آنها دشوار است اكسير شخصي خود را ساخت و طرفداران بيشمار يافت.
نسل او نوازندگان توانايي را داشته است از زندهنامان حبيبالله بديعي و اسدالله ملك و بعدها سياوش زندگاني و مجتبي ميرزاده تا جهانشاه برومند كه هر كدام تكنيك و جلوههاي خود را در صحنهها و استوديوها عرضه كردهاند ولي همه آنها از نظر نفوذ عاطفي و تاثير بر شنوندگانشان با او فاصلههايي كموبيش و حتي بعيد دارند.
پرويز ياحقي از همان اول با تكنوازي در ميدان موسيقي بزرگان حاضر شد، مسير و موقعيتي كه حتي براي مستعدترين هنرمندان هم بسيار بندرت اتفاق
مي افتد. در دوازدهسالگي نام و آوازهيي انحصاري يافت. زماني مقارن با سالهاي آخر دهه1320 درعصر ويولننوازان بزرگ ايراني و شاگردان پرآوازهشان كه سالها از او مسنتر بودند شهرت پرويز ياحقي در
20 سالگي همه آنها را پشتسر گذاشت و به عنوان يك اعجوبه در عصر خود ظاهر شد. هاله درخشان و مرعوبكننده اعجوبهبيقرار و هميشه خلاق حتي در اين سالها كه دوره پختگي و آرامش او است، هنوز هم به گرد نام و شخصيت پرويز ياحقي سايه انداخته و راه را براي بررسي روش كار و نكات برجسته هنر نوازندگي و نواسازي او بسته است، بهواقع جذبه شيفتگي امكان تجزيه وتحليل نقادانه را از همان ابتدا سلب مي كند.
پرويز ياحقي بيش از پنجاهسال فعاليت مستمر هنري داشته است كه نزديك به نيمي از آن درخلوت آشيانه و براي اشخاصي بوده كه به تشخيص او گوشودل محرم و مطمئن داشتهاند.
او كه بيستوپنج سال از حضور در صحنههاي داخل كشور و از اركسترها و خوانندگان برگزيدهاش بينصيب بوده، نيروي آفرينش خود را در بستر اصلي استعداد خويش متمركز كرده است كه ركن ركين وهسته حقيقي موسيقي ايراني است. تكنوازي براساس بداههسرايي خلاق و ياحقي كودك اعجوبه دهه 1320 و هنرمند كمال يافته دهه 1380هنوز هم همان شوريده خوابگرد است كه شاعر ويولن و كولي كاشف نغمههاي هميشه تازه است.
بيدليل نيست كه رابطه شنونده حتي شنونده منتقد و بيارادت با ساز و هنر او هيچگاه بريده نشده وهمچنان مستدام مانده است.
پرويز ياحقي هميشه ارمغاني تازه در دستهايش آماده دارد و اين موهبت مخصوص كساني است كه با استعداد ذاتي بداههسرايي در موسيقي ايراني متولد شدهاند.
آري، پرويز ياحقي آهنگها و آثاري را خلق كرده كه ديگر هيچگاه تكرار نخواهد شد. اين هنرمند در بعد از انقلاب آثاري از تكنوازيهاي بينظير خود را منتشر و روانه بازار كرد كه اكثر صاحبدلان و دوستداران موسيقي اصيل وناب ايراني با اين آثار آشنايي دارند.
پرويز ياحقي هيچگاه خاك پاك وطن را به سيم وزر بيگانگان نفروخت و همچنان در سكوت و خلوت عرفاني وبيبديل خويش كنج عزلتي خوش وخرم را برگزيده كه هرچندوقت يكبار گوشههايي از اين خلوت نشيني را با انتشار كاستي و اثري به هوادارانش ارزاني ميدارد كه اميدواريم عمر پرثمرش طولاني و پنجهاش پرتوان باشد.

